تبليغاتX
'گزيده اي از مطالب پزشكي- روانشناسي
برخی گمان می کنند که بیماری یکی از پدیده های نکبت بار هستی است که پیامدی جز سختی و بیچارگی به دنبال نخواهد داشت. اما پیشوایان ما به ما آموخته اند که بیماری برای مومنان نه تنها عذاب الهی نیست بلکه می تواند ثمرات فراوانی را نیز در پی داشته باشد. توجه و مرور برخی از این نتایج، دل را در لحظات بیماری آرام می کند و تحمل آن را برای او لذت بخش می نماید. این آثار برآمده از سخنان معصومان عبارتند از:

1ـ غفلت زدایی

سلامتی اگرچه یکی از نعمت های الهی است اما گاهی انسان را مغرور می کند و او را از یاد خداوند غافل می نماید. اما در مقابل لحظات سخت زندگی همانند تلنگری به شیشه دل انسان او را از خواب غفلت بیدار می کند و ضعف و کوچکی او را یادآور می شود و حباب کاذب غرور را می شکند. امام باقر علیه السلام می فرماید:

الجَسَدُ إذا لم یَمرَضْ أشِرَ و لا خَیرَ فی جَسَدٍ یَأشَرُ (مشكاة الأنوار، ص 487)؛ جسم اگر بیمار نشود، سرمست مى شود و در بدنى كه(به بیمارى دچار نشود و) سرمست شود، خیرى نیست.

 

2ـ افزایش روحیه صبر و شکیبایی

سختی و گرفتاری در زندگی هر انسانی وجود دارد و ناخوشایندی ها ممکن است برای برخی بیش از دیگران وجود داشته باشد. اما مهم آن است که انسان بتواند در برابر مشکلات زندگی صبورانه عمل کند و راه حلی مشکل گشا بیابد.

زندگی همانند یک جنگ تمام عیار است که باید در برابر ناملایمات آن شکیبایی ورزید و با مشکلات و سختی های آن دست و پنجه نرم کرد.

اما گاهی بد نیست که به صورت آزمایشی نیروی خود را محک زد و برای جنگ های بزرگ رزمایشی واقعی به راه انداخت. گویا خداوند نیز گاه به وسیله بیماری، یک مانور شکیبایی به راه می اندازد و روحیه انسان را برای روزهای سخت تر از آن آماده می سازد. یکی از یاران امام صادق علیه السلام می گوید که از حضرت شنیدم که می فرمود:

هر كس شبى بیمار شود و آن را نیكو بپذیرد و خدا را شکر و سپاس گوید، كفّاره شصت سال (عمر سراسر لغزش) او خواهد بود. راوى مى‏گوید: گفتم: معناى نیكو پذیرفتن آن چیست؟ فرمود: بر رنج و ناراحتى آن صبر كند. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 193)

 

3ـ افزایش درجات معنوی

بیماری، همانند یک سوهان زبر روح انسان را صیقلی می کند و بر مراتب معنوی او می افزاید. بی تردید بدون گذر از کوره پرحرارت سختی ها نمی توان طلای ناب وجود را پدیدار کرد. شاید به همین خاطر است که خداوند برخی از شایستگی ها را جز با سختی و بیماری به انسان نخواهد داد. پیامبر خدا می فرماید: انسان نزد خداوند درجه ای دارد که تنها با عمل خود به آن نخواهد رسید تا اینکه بدنش به بلایى گرفتار شود و بدین وسیله، به آن درجه دست یابد. (الدعوات، ص 172)

بنابراین خداوند به وسیله شکیبایی در برابر بیماری مقامی به انسان خواهد داد که دستیابی به آن با هیچ عملی ممکن نیست.

هر كس شبى بیمار شود و آن را نیكو بپذیرد و خدا را شکر و سپاس گوید، كفّاره شصت سال (عمر سراسر لغزش) او خواهد بود. راوى مى‏گوید: گفتم: معناى نیكو پذیرفتن آن چیست؟ فرمود: بر رنج و ناراحتى آن صبر كند

4ـ کفاره گناهان

هر عملی عکس العملی دارد و هر اشتباهی تاوانی را می طلبد. اما چه بهتر که این تاوان در همین دنیا پس داده شود و این عقاب در همین سرای ناپایدار صورت پذیرد و چیزی برای سرای باقی، باقی نماند. امیر مومنان می فرماید:

إذا ابتَلَى اللّهُ عَبداً أسقَطَ عنهُ مِنَ الذُّنوبِ بقَدْرِ عِلَّتِهِ(دعائم الإسلام, ج 1، ص 218)؛ هرگاه خداوند بنده اى را دردمند كند به اندازه بیمارى اش گناهان او را مى زداید.

گویا خداوند نمی خواهد که بنده اش را به خاطر گناهانش در آتش سوزان جهنم بسوزاند و او را در کنار ددمنشان و هرزگان روزگار قرار دهد. به همین خاطر است که آتشی کوچک مهیا می کند و او را کمی در تب و تاب بیماری می سوزاند و به همین وسیله از گناهان او در می گذرد. پیامبر خدا می فرماید:

المَریضُ تَحاتُّ خَطایاهُ كَما یَتَحاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ(میزان الحکمه، ج 10، ص 490)؛ گناهان شخص بیمار، همچون برگ درخت، مى ریزد.

 

5ـ پاکسازی روح

بیماری نه تنها کارنامه عمل انسان را از زشتی ها پاک می کند و کفاره گناهان او به حساب می آید بلکه روح زنگار بسته انسان را نیز شست و شو می دهد و پاک می نماید. تب و رنجی که انسان در طول بیماری متحمل می شود گویا بر پیشانی دل، آبی پاک را می نشاند که شست و شو دهنده آلودگی های گذشته او است. امام رضا علیه السلام می فرماید: الْمَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهِیرٌ وَ رَحْمَةٌ (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 193)؛ بیمارى، مایه پاكى و رحمت مؤمن است.

خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی

6ـ پاکسازی تن

گناه، همانگونه که روح انسان را آلوده می کند، تاثیرات نامیمونی بر روی تن آدمی نیز خواهد گذاشت که برخی از بیماری ها این تاثیرات سوء را می سوزانند و از بین می برند. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید:

بیمارى، تن را از گناهان مى پالاید، همچنان كه دم (و کوره) آهنگرى، ناخالصى آهن را مى زداید. (بحارالأنوار، ج 81، ص 197)

 

7ـ عبادت

تحمل بیماری یکی از عبادت ها به حساب می آید. انسان در ایام بیماری می تواند با صبر و شکیبایی توشه آخرتش را لبریز کند و عبادات فراوانی برای خود ثبت نماید. پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله به امیرمومنان علیه السلام می فرماید:

ای على! ناله مؤمن بیمار چون تسبیح است و فریادش تهلیل و خوابش در بستر بیمارى عبادت است و پهلو به پهلو شدنش جهاد.(مكارم الأخلاق, ص 439)

 

8ـ پاداش

خداوند برای برخی از کارها پاداشی بس بزرگ در نظر گرفته است و در عوض آن هدیه ای بس گران عرضه می کند. تحمل بیماری برای مومنان از جمله همان کارهایی است که خداوند ارزش بسیاری برای آن قایل است. امام باقر علیه السلام می فرماید:

سَهَرُ لَیلَةٍ مِن مَرَضٍ أو وَجَعٍ أفضَلُ و أعظَمُ أجرا مِن عِبادَةِ سَنَةٍ(الكافی، ج 3، ص 114)؛ پاداش شبى از بیمارى یا درد نخفتن، برتر و بزرگتر از یک سال عبادت است.

این پاداش به قدری بزرگ و با ارزش است که پیامبر خدا در مورد آن می فرماید:

از مؤمن و بیتابىِ او از بیمارى تعجّب مى كنم. اگر مى دانست كه چه ثوابى در بیمارى هست، بى گمان دوست مى داشت پیوسته بیمار باشد تا آنگاه كه پروردگار خود عزّوجلّ را دیدار كند.(التوحید، ص 401)

البته این سخن پیامبر به این معنا نیست که از خدا درخواست بیماری طولانی کنیم و دوست داشته باشیم تا آخر عمر در بستر به سر بریم بلکه سخن ایشان ترغیبی است بر شکیبایی در برابر بیماری و اشاره ای است به پاداش بزرگی که در پی آن خواهد آمد.

گویا خداوند نمی خواهد که بنده اش را به خاطر گناهانش در آتش سوزان جهنم بسوزاند و او را در کنار ددمنشان و هرزگان روزگار قرار دهد. به همین خاطر است که آتشی کوچک مهیا می کند و او را کمی در تب و تاب بیماری می سوزاند و به همین وسیله از گناهان او در می گذرد

9ـ ثبت عبادات دوران سلامتی
عبادت

بیماری، انسان را از کارهای روز مره می اندازد و عبادات و خدمت رسانی او را کاهش می دهد. اما خداوند برای این مشکل نیز راه چاره ای طراحی کرده است و پاداش بزرگتری به بیمار عنایت کرده است. روزی پیامبر خدا صلى الله علیه و آله سر به آسمان برداشت و لبخندى زد. اصحاب علتش را پرسیدند. حضرت فرمود:

از دو فرشته اى تعجب كردم كه از آسمان به زمین فرود آمدند و به سراغ بنده مؤمن درستكارى در جایگاه نمازش رفتند تا عمل روز و شب او را بنویسند. اما وى را در نمازگاهش نیافتند. پس به آسمان رفتند و عرض كردند: اى پروردگار ما! به سراغ فلان بنده مؤمنت در مصلایش رفتیم تا عمل شبانه روز او را بنویسیم، اما پیدایش نكردیم و او را در دام(بیمارى) تو یافتیم؟

خداوند فرمود: براى بنده من، تا زمانى كه در دام من است، مانند خیر و ثوابى را بنویسید كه در زمان سلامتیش انجام مى داد. زیرا بر من است كه وقتى سلامتى را از او باز مى گیرم، اجر كارى را كه در زمان تندرستى اش مى كرده است، برایش بنویسم.(الكافی، ج 3، ص 113)

رفرنس: سیدمصطفی بهشتی

گروه دین تبیان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/06ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

هاوارد گاردنر (Howard Gardner) روانشناس دانشگاه هاروارد كه به خاطر نظريه هوش چندگانه (multiple-intelligence) براي كودكان شهرت فراواني دارد، به بررسي اين فاصله عظيم پرداخته است. گاردنر هفت نوع جداگانه هوش (در زمينه آموزشي) را شناسايي نموده است كه بنا بر گفته محققين، تنها 3 نوع از آنها در تستهاي هوش موجود، منظور شده اند.

قبل از اينكه به معرفي انواع هوش بپردازيم، توجه شما را به آنچه گاردنر در كتاب خود Intelligence Reframed و در رابطه با فرزندانش نوشته جلب ميكنيم :

"
من ميخواهم كه فرزندانم جهان را درك كنند، نه به دليل اينكه جهان جذاب و ذهن انسان كنجكاو است. من ميخواهم آنها جهان را درك كنند تا در موقعيتي قرار بگيرند كه بتوانند آنرا به جايي بهتر مبدل كنند."

اين نوع متفاوتي از هوش است و شكي نيست كه تبديل آن به يك سوال چند جوابي كار مشكلي است. زيرا براي تبديل كردن جهان به جايي بهتر، تنها يك پاسخ وجود ندارد. چنين به نظر ميرسد كه گاردنر اعتقاد دارد كودكان داراي انواع متفاوتي از هوش هستند كه آنها را قادر به انجام چنين كار جاه طلبانه اي خواهد نمود. بايد صادقانه بگوييم كه اين تقسيم بندي هنوز از نظر تمام روانشناسان تاييد نشده است، اما از طرفي، روزگار اعتقاد داشتن به يك مفهوم واحد نيز سپري شده است


هوش كلامي
با كلمات سرو كار دارد. در داستان سرايان، روزنامه نگاران و وكلا، اين نوع هوش در اولويت قرار دارد. اين هوش، اساس توانايي در اطلاع رساني موثر، ترغيب نمودن، مباحثه، تدريس و سرگرم نمودن است. كودكاني كه در اين زمينه باهوش هستند، در بازي با كلمات و ادا كردن جملاتي كه ادا كردنشان مشكل است (مانند جملاتي كه با كلماتي يك صدا، با تكرار يك حرف و مانند آن ساخته ميشوند: مانند قوري گل قرمزي) مهارت فراواني دارند. آنها از شنيدن صداي كلمات لذت ميبرند و كتابخواناني حريص يا نويسندگاني شيرين قلم خواهند شد.

هوش وابسته به منطق و رياضي
واضح است كه اين نوع هوش، به معناي توانايي مغز در كار با اعداد و ترتيبهاي منطقي است. دانشمندان، حسابداران و سازندگان نرم افزار از اين جمله اند. كودكان داراي اين اولويت هوشي، در درك علت و معلول، الگوهاي عددي و بحث منطقي بسيار موفق هستند كه به خصوص اين آخري ، در مواجهه با والدين بسيار مفيد است.

هوش مربوط به امور فضايي و حجمي: اين هوش قابليت تصور و تجسم ذهني را به وجود مي آورد كه معمول ترين شغل براي چنين افرادي عكاسي و هنر است. اين كودكان در توجه به جزئيات بصري و توانايي ترسيم تصاوير دو بعدي و سه بعدي، بسيار موفق و به نظر جلوتر از سن خود عمل ميكنند. يك جنبه مهم اين هوش، توانايي كودك در ترجمه تصاوير ذهني به فرمي است كه براي همه قابل درك باشد.

هوش موسيقي
واضح است كه در اينجا با توانايي درك و ايجاد ريتم و ملودي سر و كار داريم. يك روش شناسايي هوش موسيقي اين است كه كودك بتواند دو قطعه موسيقي نسبتا مشابه را از يكديگر تشخيص دهد. داشتن هوش موسيقي و گرايش به آن به حرفه هاي مشخصي منجر ميشود اما ما بزرگسالاني را ميشناسيم كه با وجود داشتن حرفه اي ديگر، از "گوش موسيقي" خوبي برخوردارند و ميتوانند ترانه ها را صحيح بخوانند. پس شايد برخوردار بودن از هوش موسيقي به جاي تبديل شدن به حرفه شخص، به بخشي از مسير زندگي و آموختن او تبديل شود.

هوش مربوط به حركات جسمي
هرچند پذيرفتن اين مورد براي بعضي از سنت گرايان روانشناسي مشكل است، اما واضح است كه چالاكي و فرزي از جايي سرچشمه ميگيرند و گاردنر اين تواناييها را به ذهن نسبت ميدهد. كودكاني كه در آموختن دروس عملي موفق هستند داراي چنين هوشي هستند و ميتوانند ورزشكار حرفه اي، مكانيك، جراح يا نجار شوند.

اگر پيش بيايد ميتوانند به خوبي بافتني ببافند و عاشق سرهم كردن ماكتهاي مختلف هستند. آنها در كلاسهاي ورزش و فعاليتهاي فيزيكي منتظر دستور حركت نميمانند. گاردنر در مورد اين افراد به مطلب جالبي شاره كرده است؛ افراد داراي چنين هوشي، بسيار مستعد داشتن واكنشهاي غريزي شجاعانه هستند.

هوش درون نگر
اينجا حوزه شخصيت دروني فرد است. كودكاني كه در اين دسته بندي جا دارند، قادرند حواس خود را شناسايي نموده و درجات مختلف يك احساس بخصوص را تشخيص دهند. توانايي درك و پذيرفتن خود، هوش و ادراكي است كه دارنده آن در زمان بزرگسالي از داشتن آن خوشنود شده و قدر آن را خواهد دانست. هوش درون نگر برانگيزنده خودكاوي، انضباط نفس، استقلال فراوان و تمايل به داشتن اهداف واضح و مشخص است كه البته همه اين موارد نبايد با هم و لزوما در يك نفر بروز كند.

هوش ميان فردي
اين نوع هوش درباره ارتباط با ديگران است. اين كودكان نه تنها با همكلاسان خود كنار مي آيند، بلكه ميتوانند حالات و نيازهاي ديگران-از جمله بزرگسالان- را به خوبي تشخيص دهند. آنها در اين زمينه از والدين خود هم بهتر عمل ميكنند.

اخطار! اين توانايي دو طرف دارد؛ خير و شر. كودك داراي هوش ميان فردي ميتواند يك همشهري مهربان، يار و ياور ديگران باشد و يا از توانايي خود در كنترل ديگران و كلاهبرداري و امثال آن استفاده نمايد.

گاردنر شخصا اعتراف ميكند كه هوش كلامي و رياضي - منطقي بيش از همه مورد توجه بوده و در مدارس مورد آزمايش قرار ميگيرد. هوش مربوط به امور فضايي، موسيقي و حركات جسمي بيش از هرچيز با هنر در ارتباطند كه البته هوش وابسته به امور فضايي و حجمي در تستهاي هوش معمول جاي ثابتي دارد.

هوش درون نگرانه و ميان فردي ميتواند شاهد واضحي بر اين مطلب باشد كه كه دسته بندي گاردنر تا چه حد ميتواند والدين و خانواده را تحت تاثير قرار دهد. هيچ روش واقعي براي آزمودن و تشخيص اين نوع هوش در كودك وجود ندارد، اما كدام پدر و مادري است كه از داشتن فرزندي كه خود را ميشناسد، منظم است و ميتواند احساس غم و شادي ديگران را درك كرده و به آن واكنش نشان دهد، ناراضي باشد؟

+ نوشته شده در  شنبه 1390/01/27ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

 درست است كه فشار عصبي و تنش در محل كار يك مشكل جدي است و هزينه زيادي براي نيروي انساني، كار و جامعه در بر دارد و بايد كاري براي آن انجام داد، اما باورهاي غلطي كه درباره تنشهاي عصبي يا استرس وجود دارد، موجب ميشوند كه كارهايي كه درباره آن انجام ميدهيم نتيجه درستي نداشته باشند و حتي شرايط را بدتر كنند.
 
پنج مورد از اصلي ترين اين موارد از اين قرارند1. وجود استرس امري طبيعي بوده و اهميت مقام شخص را نشان ميدهد. تنش عصبي ميتواند به بهتر شدن عملكرد هم منجر شود. عده اي از مردم تصور ميكنند كه اگر كسي سرشان بيش از حد شلوغ نباشد، پس وجودشان براي موسسه يا سازمان چندان حياتي نيست. اين افراد از داشتن برنامه كاري پر و پيمان، ساعات كاري طولاني و كار بيش از حد لذت ميبرند.


اما استرس به معناي مهم بودن شخص نيست، بلكه به اين معناست كه يك جاي كار ايراد دارد يا اينكه شخص نميتواند كارش را در زمان مشخص انجام دهد. بدتر از آن اينكه شايد شخص اصولا كار كمتري از آنچه بايد، انجام ميدهد زيرا افراد عصبي چندان كارامد نيستند، در ارتباط با ديگران ضعيف عمل كرده و نميتوانند تصميمات صحيحي بگيرند.

پذيرفتن اينكه استرس در محيط كار طبيعيست، نه تنها براي افراد، كه براي موسسه هم زيان آور است.
2. استرس به خاطر كار زياد ايجاد ميشود. اگر چنين است، پس چگونه افرادي كه در هفته 80 ساعت كار ميكنند، بسيار سرحال و عالي و افرادي كه ساعات كارشان به 30 ساعت هم نميرسد عصبي و سرشار از فشارهاي رواني هستند؟

چرا؟ چون استرس هيچ ارتباطي با ساعات كار ندارد، بلكه به احساس فرد در زماني كه مشغول كار است مربوط ميشود. اگر شما 100 ساعت در هفته كار كنيد، به نتيجه كار خود بباليد، شاد و سرحال بوده و احساس خوبي داشته باشيد، هرگز عصبي نميشويد اما اگر 30 ساعت در هفته به كاري مشغول باشيد كه نسبت به آن احساس ناتواني داشته يا حس ميكنيد مشغول بيگاري هستيد و از شما قدر داني نميشود، مطمئنا دچار استرس خواهيد شد.

3. استرس با كار كمتر مداوا خواهد شد. واكنش بسياري از مسئولين و مديران در مقابل كارمند دچار استرس اين است كه از حجم كار، مسئوليتها يا ساعات كار او بكاهند و در مواقع بسيار وخيم، كارمند خود را به مرخصي استعلاجي بفرستند.
 

بنابر يافته هاي مركز تحقيقاتي بو نترستروم (Bo Netterstrøm) در دانمارك با بيش از 30 سال مطالعه بر استرس در محيط كار، اين كار بسيار نادرست است.                
       
نياز اصلي افرادي كه دچار استرس ميشوند، افزايش ظرفيت و اطمينان خود و ديگران نسبت به كارايي آنان است و در حالي كه يك مرخصي كوتاه ميتواند براي درمان عوارض آني استرس لازم است، اما غيبت طولاني از محيط كار تاثيري معكوس خواهد داشت. هنگامي كه چنين افرادي به كار بازميگردند، بيش از پيش حساس و آسيب پذير شده اند و بدتر اينكه عده اي از آنان ديگر به كار باز نميگردند.
از طرفي، كاستن از بار مسئوليتهاي شغلي يا ترك موقت كار هيچ يك از مشكلات اساسي و پنهان را حل نميكند. هنگامي كه كارمند مورد نظر به كار خود بازگردد، از آنجايي كه چيزي عوض نشده است، مجددا و به سرعت دچار استرس خواهد شد.

4. استرس با كار بيشتر درمان ميشود. ممكن است بگوييد:" بله، من در حال حاضر كمي عصبي هستم چون از كار عقب افتاده ام، اگر مدتي حسابي كار كنم و اين عقب ماندگي جبران شود، مشكل حل خواهد شد."

اما نه، چنين نخواهد شد زيرا:
1- استرس محل كار در اثر عقب ماندن از روند كاري ايجاد نميشود. بلكه به احساس شخص درباره اين عقب ماندگي مربوط است.
2- در بسياري از مشاغل، كاركنان تقريبا هميشه از برنامه عقب هستند زيرا كارشان بسيار زياد است و انجام دادن تمام وظايف به نيروي كار بيشتري نياز دارد.

اگر در زماني محدود براي انجام شدن مقدار زيادي كار يا رساندن پروژه به زمان تحوي، سخت كار كنيد اشكالي ندارد. اما در بسياري از مواقع اين فشار كار موقت تبديل به يك استاندارد جديد ميشود.

پس راه حل كار بيشتر براي رسيدن به استاندارها نيست زيرا در بسياري از محيطهاي كاري چنين عملي غير ممكن است.
 راه حل اين است كه درباره كاري كه تمام كرده ايد احساس خوبي داشته باشيد و به خاطر كار ناتمام خود عصبي نشويد. اين گفته به اين معنا نيست كه به كار اهميت ندهيد، بلكه منظور اين است كه بدانيد عصبي شدن از كارايي شما خواهد كاست، كار كمتري انجام خواهد شد و شما عصبي تر ميشويد. بايد اين چرخه بيمار را بشكنيد.
5. استرس با تمركز بر آن درمان ميشود. ما بارها با كتابها و خودآموزهايي در رابطه با استرس در محل كار برخورد كرده ايم كه معمولا چنين تقسيماتي دارند:

• استرس چيست
• نشانه ها و علائم استرس
• استرس و سلامتي
• روشهاي مبارزه با استرس

اين كتابها معمولا توسط يك مشاور فشارهاي رواني و استرس نوشته شده اند. يك تحقيق جديد نشان ميدهد افرادي كه در كلاسهاي ضد استرس شركت كرده اند بسيار عصبي تر از آنهايي هستند كه به كلاس نرفته اند، زيرا تمركز بر استرس بيشتر براي افزايش فشار رواني مناسب است نه از بين بردن آن. چنين افرادي بايد تمركز و توجه خود را به آنچه برايشان آرامش بخش بوده و وجودشان را سرشار از انرژي ميكند معطوف نمايند.

واقعيت چيست؟
فراموش نكنيد: استرس در اثر كار ايجاد نميشود. داشتن احساس بد و ناخوشايند به كار موجب بروز استرس خواهد شد.

به اين ترتيب، تغيير ساعات كار، مسئوليتها، اولويتها يا محل كار بي نتيجه خواهند بود،
مگر اينكه شما علاوه بر اينها، احساس خود نسبت به كار و محيط كار خود را تغيير دهيد. برنامه هاي مبارزه با استرس هم تنها در صورتي كه بتوانند رسيدن به اين هدف را ممكن سازند، موفق خواهند بود.
اگر دچار استرس هستيد، بايد خودتان كنترل اوضاع را به دست بگيريد و هرگونه تغييري كه براي گذر از احساس نگراني، بي كفايتي يا تزلزل موقعيت شغلي خود لازم ميدانيد را اعمال نماييد و بر دستاوردهاي كاري خود با افتخار نگريسته و احساس كنيد كه ديگران نيز از شما قدرداني ميكنند.
رسيدن به اين مرحله نه تنها تنشهاي كاري را از ميان برخواهد داشت، بلكه شما را به فردي كارآمد، خلاق، موفق و شاد تبديل خواهد كرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/01/25ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

در كشورهاى اروپايى در هر دو دقيقه يك زن به سرطان سينه مبتلا مى‌شود و هر شش دقيقه يك زن در اثر ابتلا به سرطان سينه جان خود را از دست مى‌دهد.

مدتهاست كه پزشكان و متخصصان و حتى سياستمداران تلاش مى‌كنند با مطرح كردن بيمارى سرطان سينه در محافل عمومى حساسيت زنان را نسبت به اين بيمارى افزايش دهند و آنان را ترغيب به انجام چكاب‌هاى دوره‌اى كنند. مشكل سرطان سينه به عنوان يك مشكل اجتماعى براى اولين بار در نشست پارلمان اروپا مطرح خواهد شد.

سرطان پستان يكي از مهمترين وشايع‏ترين بيماري‏ها در زنان است و دانستن اطلاعات اساسي در اين زمينه براي هر زني اگرچه دچار اين بيماري نيز نباشد به دليل شايع بودن و مهم‏ بودن بيماري لازم است. قابل ذكر است كه بيشتر توده‏هاي پستان سرطاني نيستند و درمان سرطان پستان هميشه به برداشتن پستان منتهي نمي‏شود و در مراحل اوليه بيماري با درمان‏هاي جديد شانس بهبودي واقعي وجود دارد.

سرطان پستان شايع‏ترين علت مرگ زنان در محدوده سني 35تا55 سالگي را تشكيل مي‏دهد. در هر سال يك تا دو مورد سرطان پستان در هر1000 زن به طور جديد تشخيص داده مي‏شود.

نسج پستان در مجاورت عضلات اطراف پستان قرار دارد شناخت سيستم لنفاوي پستان از لحاظ تشخيصي و درماني حائز اهميت مي‏باشد. تومورهاي پستان مي‏توانند از طريق سيستم لنفاوي گسترش يافته و به تمام بدن راه يابند و درحقيقت سيستم لنفاوي راهي براي ارتباط لنف با عروق مي‏باشد خون‏رساني به قسمت‏هاي داخلي و مركزي پستان توسط شاخه ‏هاي شرياني انجام مي‏شود پستان داراي سيستم عصب دهي نيز مي‏باشد.

علائم بيماري‏هاي پستان:
شايع‏ترين علامت و شكايت‏هاي بيماري پستان كه يك زن را به مشاوره پزشكي ارجاع مي‏دهد احساس توده درپستان، ترشح با خونريزي ازنوك پستان و درد پستان مي‏باشد و در صورت مشاهده اين علائم وتغييرات بايد به پزشك مراجعه نمود اگر چه خيلي از
اين موارد سرطاني نخواهد بود.
علائمي كه ممكن است درسرطان پستان ظاهرشوند:
•توده در پستان( شايع‏ترين علامت)
•تغيير در اندازه يا شكل پستان
•به داخل كشيده شدن يا برگشتن نوك پستان‏ها
•قرمزي وجوش در اطراف نوك پستان
•خون‏ريزي يا ترشح از نوك پستان
•كشيده شدن پوست پستان
•تورم و احساس توده در زير بغل
•وريدهايي واضح روي پستان
•زخم پوست پستان

•علائم تومورهاي ثانوي در جاهاي ديگر
•تورم بازو                                                                                                                         •درد
علت وعوامل ايجاد:

تحقيق در زمينه علل سرطان پستان مهم مي‏باشد زيرا با يافتن آنها هم درمان و هم پيشگيري ممكن مي‏گردد كه منجر به شناسايي زنان در معرض خطر و استراتژي‏هاي پيشگيري وغربالگري براي كشف زودرس بيماري مي‏گردد و نتايج بدست آمده قادر است تغيير در فاكتوري‏هاي محيطي كه مسئول ايجاد بيماري شناخته شده‏اند بدهد و تحولي در نوع زندگي زنان ايجاد شود كه كاهش ريسك ابتلا به بيماري را در آنان باعث ميشود.
فاكتورهاي خطر:
1- سابقه سرطان پستان در سمت مقابل
2- سابقه خانوادگي سرطان پستان (بستگان درجه يك)
3- نولي پاريته (نداشتن زايمان)
4- يائسگي بعد از 55 سالگي
5- بالا بودن سن (سن بالاتر از 35 سال)
6- اختلاف جغرافيايي ( جهان غرب)
7- اثرات هورموني
8- سرطان‏هاي ديگر
9- رژيم غذايي ( چربي و گوشت)
10- چاقي
11- الكل
12- بيماريهاي خوش‏خيم پستان
13- ويروس‏ها
14- تابش اشعه يونيزان
15- نوع بافت پستاني
16- شخصيت ( مضطرب)
17- مصرف استروژن ( داروهاي استروژني)
18- منارك زودرس ( شروع قاعدگي زودتر از موعد)
19- اولين حاملگي بعد از 25 سالگي


در اروپا سرطان سينه علت شماره يك مرگ زنان در محدوده سنى سى‌وپنج تا شست سال است. ضريب خطر خارج از اين محدوده سنى كاهش پيدا مى‌كند. اگر سرطان در مراحل اوليه شناسايى شود شانس بهبود بيمار بسيار بالاست.

هفتاد تا هفتادوپنج درصد بيماران، يعنى تقريبأ سه چهارم زنانى كه تست‌شان مثبت مى‌شود بهبود كامل پيدا مى‌كنند. اما اگر سرطان به موقع تشخيص داده نشود متأسفانه در مدت كوتاهى تا استخوان‌ها، كبد و محدوده شكم گسترش پيدا كند و به مرگ بيمار منجر خواهد شد. در نتيجه تشخيص زودهنگام بيمارى مرحله‌ بسيار مهمى است كه جان بيمار به آن بستگى دارد.

كميسيون اتحاديه اروپا و پارلمان اروپا از چند سال پيش تلاش مى‌كنند طرح چكاب‌هاى ماموگرافى را بيشتر معرفى كنند و حساسيت افكار عمومى را نسبت به اين مسئله بالا برند.

غربالگري :
غربالگري به اين معني است كه درجمعيت زنان سالم، حتي قبل از آن كه هرنوع علائمي درپستان تظاهر كند بتوان با انجام آزمايشات و معاينه، تغييرات غير طبيعي را كشف نمود و تصميمات لازم را جهت درمان بكار گرفت. روش‏هاي غربالگري
عبارتند از :
1-ماموگرافي سالانه درزنان 40 ساله ومسن‏تر
2-معاينه پستان‏ها توسط زنان به صورت ماهيانه ازسن 20سالگي (بهترين زمان معاينه پس از قاعدگي و پيش از تخمك‏گذاري است يعني بين پاك شدن  از خونريزي تا14 روز مانده به قاعدگي بعد)
3-معاينه باليني پستان توسط پزشك در زنان 20 تا40 ساله، هرسه سال و در زنان مسن‏تر از 40 سال ، هرسال

بر اساس طرح جديد تك تك اعضاى اتحاديه اروپا بايد امكانات لازم براى انجام چكاب‌هاى دوره‌اى را براى تمامى زنان پنجاه تا شست‌ونه ساله را فراهم كند. اين طرح پيش از اين در كشورهاى اسكانديناوى، پرتغال و انگلستان موفق عمل كرده است. آمار مرگ در اثر سرطان سينه در اين كشورها تا سى‌درصد كاهش پيدا كرده است.

بهترين راه درمان سرطان سينه، پيشگيرى است.
تشخيص به موقع بيمارى شانس درمان اين سرطان را به طرز چشمگيرى افزايش مى‌دهد. آنچه در پارلمان اروپا مطرح خواهد شد برنامه جامعى است كه هدف آن افزايش مراكز ماموگرافى در تمامى كشورهاى عضو اين اتحاديه، بالا بردن كيفيت كار مراكز  و بررسى وضعيت زنانى است كه به اين بيمارى مبتلا هستند.
انواع روش‏هاي درمان:
درمان‏هاي متفاوتي براي سرطان پستان وجود دارد:
- جراحي
- پرتو درماني
- درمان كمكي (هورمون درماني- شيمي درماني)

بهترين راه درمان سرطان سينه، پيشگيرى است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/12/25ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

واژه درد (Pain) از كلمه لاتين Poena به معني مجازات و تاوان گرفته شده است.

درد ، حالت ناخوشايندي است كه طيف آن از خفيف ، ناراحتي موضعي تا بي‌قراري متغير است. بعبارت ديگر ما با توجه به درد ميتوانيم از آسيب يكي از ارگانهاي بدنمان با خبر شويم و در صدد رفع عامل آسيب رسان برآييم.

هر دو حالات فيزيكي و هيجاني در شكل‌گيري درد دخالت دارند. بخش فيزيكي آن از تحريك عصبي ناشي مي‌شود.

درد از نظر موقعيت به درد هاي موضعي و دردهاي ارجاعي تقسيم مي شود

درد ممكن است در يك ناحيه مشخص متمركز باشد مانند آنچه در يك جراحت ديده مي‌شود يا آنكه پراكنده‌تر باشد مثل دردي كه در اثر اختلال همچون فيبروميالژيا به وجود مي‌آيد.
واسطه درد تارهاي عصبي خاصي هستند كه ايمپالس‌هاي درد را به مغز مي‌فرستند جايي كه درك هشيارانه آنها ممكن است تحت تاثير عوامل مختلفي قرار گيرد.

انجمن بين‌المللي مطالعه درد، «يك حس ناخوشايند و تجربه هيجاني مربوط به آسيب واقعي يا پنهاني» را براي تعريف واژه درد به كار برده است.

انواع درد

دو نوع اصلي درد شامل حاد و مزمن مطرح است كه تفاوت‌هايي بين آنها وجود دارد.
- درد حاد : در اكثر موارد اين درد از بيماري، التهاب ، يا جراحت بافتي ناشي مي‌شود. معمولا به طور ناگهاني براي مثال پس از حادثه يا جراحي ايجاد مي‌شود و ممكن است در اثر اضطراب يا پريشاني هيجاني نيز به وجود آيد.
 عامل درد حاد معمولا قابل تشخيص و درمان است و درد ناشي از آن نيز گاهي خود محدود شونده بوده به شدت و زمان خاصي محدود مي‌شود. در برخي موارد هم اين نوع درد به صورت مزمن درمي‌آيد.

- درد مزمن : اين درد عمدتا خود بيماري را نشان مي‌دهد. ممكن است در اثر عوامل محيطي يا رواني تشديد شود. درد مزمن ممكن است در مقايسه با نوع حاد به مدت طولاني‌تري باقي بماند و به اكثر درمان‌هاي پزشكي مقاوم باشد لذا گاهي اوقات مشكلات زيادي را براي بيمار ايجاد مي‌كند.

نمونه‌هايي از انواع درد

صدها سندرم يا اختلال طيف درد را تشكيل مي‌دهند. خوش‌خيم‌ترين انواع آن مانند درد ناشي از خراش سوزن است. انواعي هم مانند درد زايمان، درد در اثر حمله قلبي و بالاخره دردي مثل درد ناشي از قطع عضو وجود دارد.
انواعي هم هستند كه با بيماري‌هاي مختلف همچون سرطان همراهند، پس از حادثه ايجاد مي‌شوند و يا مربوط به جراحات طناب نخاعي هستند.
شناخته شده‌ترين دردها عبارتند از: آرتريت، كمردرد، درد ناشي از سوختگي، درد سرطان، انواع سردرد، درد ناشي از بيماري‌هاي مختلف مانند حمله قلبي، درد عضلات، دردهاي نوروپاتيك كه از صدمات عصبي ناشي مي‌شود،‌ دردهاي پس از جراحي، درد پس از تصادف و غيره.

كنترل درد

روند مراقبت پزشكي براي كاهش يا تسكين درد، كنترل درد ناميده مي‌شود.
اين كار، بخش مهمي از اقدامات پزشكي را به خود اختصاص مي‌دهد چرا كه ادامه درد موجب پريشاني و حتي افسردگي افرادي مي‌شود كه از آن رنج مي‌برند.
درد خفيف تا متوسط معمولا با داروهاي مسكن مانند آسپرين يا ايبوپروفن تسكين مي‌يابد،
 در مورد دردهاي مزمن يا شديد داروهاي خواب‌آور و مخدر و گاهي همراه با ساير مسكن‌ها، استروئيدها يا داروهاي ضدالتهاب غيراستروئيدي (زماني كه درد به التهاب مربوط باشد) و يا با داروهاي ضدافسردگي كه بدون افزايش دز برخي داروهاي ضددرد اثر آنها را افزايش مي‌دهند و بر درك درد توسط مغز نيز تاثير مي‌گذارند، به كار مي‌رود.
داروهاي مخدر عوارض جانبي و حالت اعتيادآوري را در پي دارند
بنابراين بيماران و مراقبين بايد براي انتخاب روش تسكين درد ميزان آن و خطرات احتمالي فوق‌الذكر را بسنجند.
براي بيماران بستري كه از دردهاي شديد رنج مي‌برند ، در حال حاضر وسايلي جهت استفاده شخصي از داروهاي مخدر در دسترس است. ساير روش‌ها نيز مي‌توانند در برنامه‌هاي كنترل درد موثر باشند.
در مورد اين بيماران، تغيير وضعيت بدنشان در بستر به طور مرتب يا استفاده از بالش جهت فراهم كردن يك وضعيت راحت‌تر بدني در كاهش درد موثر است.
ماساژ، طب سوزني و بيوفيدك (نوعي طب سنتي كه در آن فاكتورهاي مختلف بدن فرد مانند فشار خون، ضربان قلب، دماي بدن، تعرق و كشش عضلاني مورد ارزيابي قرار مي‌گيرند) همگي براي كنترل درد در برخي بيماران موثرند.

درمان درد

هدف كنترل درد، بهبود عملكرد و قادر ساختن افراد به انجام كار، و ادامه فعاليت‌هاي عادي روزانه است.
 بيماران و پزشكانشان گزينه‌هاي مختلفي براي درمان درد در اختيار دارند كه بعضي از آنها موثرترند. گاهي تمدد اعصاب و استفاده از قدرت ذهن به تسكين درد كمك مي‌كند.
به هر حال روش درماني هرچه باشد بايد به خاطر داشت كه درد قابل درمان است!
 رايج ترين روش‌هاي مورد استفاده براي تخفيف و درمان درد شامل خوردن مسكن‌ها مثل استامينوفن، طب سوزني، مصرف داروهاي مسكني همچون آسپرين، و ايبوپروفن، داروهاي ضدافسردگي، بيوفيدبك، داروهاي ضدميگرن، فن ماساژ و جابجا كردن ستون فقرات، رفتار درماني، بازدارنده‌هاي Cox-2 در درمان آرتريت، ورزش، هيپنوتيزم، ليزر، مغناطيس به ويژه به شكل دستبند، و برخي روش‌هاي ديگر كه در موارد خاص به كار مي‌روند.

نقش سن و جنس در كيفيت درد

در حال حاضر عقيده بر اين است كه درد مردان و زنان را به گونه‌اي متفاوت تحت تاثير قرار مي‌دهد. در حالي كه هورمون‌هاي جنسي استروژن و پروژسترون نقش مهمي در اين پديده ايفا مي‌كنند، روانشناسي و فرهنگ نيز ممكن است بخشي از تفاوت‌هاي دريافت سيگنال‌هاي درد در زنان و مردان را توضيح دهند.
بسياري از متخصصان مي‌گويند زنان عمدتا سريع‌تر از درد بهبود مي‌يابند، براي تسكين خود كمك مي‌جويند و كمتر اجازه مي‌دهند درد كنترل زندگي آنها را بر عهده گيرد.
همچنين اين گروه جنسي تنوعي از منابع شامل مهارت‌هاي سازگاري، حمايتي و ذهني را براي مقابله با دردشان به كار مي‌گيرند.
آزمايشات بر روي حيوانات نشان داده‌اند تزريق هورمون جنسي زنانه يعني استروژن به حيوانات نر موجب كاهش آستانه تحمل درد و تزريق هورمون جنسي مردانه تستوسترون به حيوانات ماده منجر به افزايش تحمل درد در اين حيوانات مي‌شود.
 بنابراين گفته مي‌شود استروژن به صورت يك افزايش دهنده قدرت احساس درد عمل مي‌كند. با اين كه سيستم‌هاي طبيعي حذف درد در هر دو جنس وجود دارند متفاوت عمل مي‌كنند.
در مورد رابطه سن و درد نيز بايد گفت كيفيت درد در افراد جوان و سالمندان متفاوت است.
كودكان با مشكل عمده‌اي مواجه هستند و آن اين است كه قادر به بيان دردشان نيستند و حتي در سنين بالاتر نيز نمي‌توانند آن را به خوبي شرح دهند و پزشك را از ميزان دردي كه تجربه مي‌كنند آگاه سازند.
در حال حاضر ابزار ويژه‌اي براي سنجش درد در كودكان ابداع شده كه همراه با نشانه‌هاي ذكر شده توسط والدين به پزشكان در تشخيص نوع درد و لذا درمان موثر كمك مي‌كند.
مشخص است كه آسيب‌پذيري دو گروه كودكان و سالمندان بيشتر است.
 به ويژه سالمندان به علت كاهش توان بدني، تحليل استخواني عضلاني، ضعف سيستم ايمني و بالاخره پيري، در برابر درد مقاومت كمتري دارند.

به هر حال درد ويژگي است كه از آن گريزي نيست و همه افراد از زمان تولد به گونه‌هاي مختلف تحت شرايط متفاوت آن را تجربه مي‌كنند اما همواره تلاش محققان بر اين بوده كه روش‌هايي را براي كاهش يا تسكين اين دردها بيابند.
همانطور كه اشاره شد در حال حاضر روش‌ها و داروهاي متعددي براي درمان درد وجود دارد كه هر يك به طريقي اثر خود را اعمال مي‌كنند.
اما درد از يك مشكل، يك ناهنجاري و آنچه نبايد باشد خبر مي‌دهد.
لذا نه فقط در شرايطي كه علت درد كاملا مشخص است و بديهي است كه در پي رفع آن برمي‌آييم، در ساير مواردي هم كه علت ناشناخته بوده و گاهي خفيف بودن درد باعث مي‌شود چندان نگران‌كننده به نظر نرسد و ما را به فكر يافتن علت اصلي آن نيندازد، بايد بي‌توجه نبوده و در صدد تشخيص علت درد و درمان آن برآييم.
علاوه بر اين كه به كمك يك سري اقدامات توصيه شده درخصوص شيوه زندگي سالم شامل تغذيه خوب ، ورزش و پرهيز از استرس مي‌توانيم از بسياري از دردها پيشگيري كنيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/09/21ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

بسيارى از كودكان هنگام قرارگيرى در وضعيت جديد مثل روبرو شدن با افراد جديد، احساس اضطراب كرده و به‌طور خجالت‌آورى به مادر و پدر، افراد فاميل و يا وابستگان به اصطلاح «آويزان» مي‌شوند.

معمولاً والدين مي‌توانند آنها را تشويق به خروج از «منطقه امن» بكنند. هر چند بعضى از كودكان در مقابل اين شرايط مقاومت كرده و آنها را نمي‌پذيرند. به‌منظور كمك به كودكان در اين موقعيت بايد صبر و حوصله كافى داشت به‌طوريكه آنها احساس اعتماد به نفس كافى جهت مقابله با مسائلى كه به نظرشان مشكل مى آيد را كسب كنند.

بسيارى از والدين از اين احساس كودكانشان آگاه نيستند تا روزى كه آنان به مشكلى برخورد مي‌كنند مثل روز رفتن به مدرسه و ... منشاء اين اضطراب در كودكان ناشناخته مي‌باشد. اغلب تركيبى از يك ترس ناشناخته و فقدان كنترل همراه با يك طبيعت ناشى از شرم و خجالت زمينه بسيارى از اضطراب كودكان را تشكيل مي‌دهد.

بسيارى از شكايتهاى كودكان در دوران ابتدائى مدرسه همچون درد معده يا سوزش سر دل و يا دردهاى پراكنده ديگر، ناشى از وجود يك اضطراب نهفته در كودكان است كه وجود اختلاف در خانواده و نگرانى در پدر و مادر مي‌تواند از علل آن باشد كه اين نگرانى مستقيماً به كودك انتقال يافته و با اين شكايات بروز مى كند.

شايعترين اختلالات اضطرابى در كودكان و نوجوانان عبارتند از:

ـ اضطراب جدايى (Separation Anxiety)

ـ اضطراب امتحان (Exam Anxiety)

ـ اضطراب اجتماعى (Social Anxiety)

ـ ترس از مدرسه (School Phobia)

 

عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن
سرچشمه بسياري از ناراحتيهاي ظاهراً غير منطقي نوجوانان اضطرابي است كه از عوامل گوناگون از جمله عوامل زير ناشي مي‌شود :

تغييرات جسماني از قبيل نگراني از ديررسي بلوغ بخصوص در پسرها، نگراني از زود رسي بلوغ بخصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغيير جسماني و رنج ناشي از عدم پذيرش تغييرات جسماني، عدم پذيرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غير منطقي بودن، نداشتن مهارتهاي لازم براي زندگي، تمايلات جنسي و آشفتگي در نقش.

در اينجا به طور مختصر بعضي از اين عوامل مورد بررسي قرار مي گيرند:

نحوه رويارويي با رنج ناشي از تغييرات جسمانيتغييرات ناشي از دوران بلوغ را نوجوان به‌تدريج مي‌پذيرد. علت اصلي نگراني در مورد نكات ديگري همچون زودرسي و ديررسي بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغييرات جسماني، عدم آگاهي، آگاهي ناقص يا محدود و يا اطلاعات نادرست نوجوان در زمينه هاي مختلف بلوغ و تغييرات جسماني ناشي از آن است، كه:

بهترين راه پيشگيري نيز فراهم آوردن آگاهي و بينش دقيق، صحيح و به موقع است.

والدين بايد قبل از پيدايش علايم ثانويه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقي، در جريان مسائلي از جمله سن بلوغ، عوامل موثر در پيدايش بلوغ و تغييرات جسماني و آثار رواني آن بگذارند.

والدين و مربيان با فراهم آوردن جوي آزاد و سالم بايد اين امكان را به نوجوان بدهد كه سوالات، افكار، احساسات و احياناً نگرانيهاي خود را صادقانه مطرح و جوابهاي مناسب دريافت كند و نبايد بگذارند تا نوجوانان براي يافتن پاسخ سوالات خود كساني كه صلاحيت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود. در مواردي كه نوجوان نمي تواند مسائل را حضوري با والدين مطرح كند، بايد مربيان و اولياي مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمايي كنند و با ارائه كتابهاي مناسب و بحثهاي مفيد، زمينه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند.

رويارويي با اضطراب ناشي از عدم پذيرش از جانب همسالان
نتايج پژوهشي نشان داده است كه ناامني، وابستگي شديد و ناسالم نوجوان به والدين، ناتواني يا نداشتن مهارتهاي لازم در برقرار كردن روابط عاطفي، اجتماعي و اخلاقي سالم، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذيرش ارزشها و آداب و رسوم گوناگون، موجب اضطراب بسياري از نوجوانان مي شود. براي اينكه نوجواني كه تجربه هاي ذكر شده را نداشته است دچار اضطراب شديد نشود و يا اضطراب او ادامه پيدا نكند.


اقدامات زير مفيد است :

  • والدين بايد گرايش فرزند خود به همسالان را بدرستي درك كنند، زيرا اين يك نياز طبيعي است كه بخواهد مورد توجه و حمايت همسالان قرار گيرد.
  • والدين با نوجوان در مورد گزينش دوست توافق نمايند تا دچار تعارض نشود و پنهان كاري نيز نكند.
  • بايد سعي كنند به طور منطقي با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب، با گفتگوي ملايم و استدلال، او را متوجه نتايج نامطلوب بعضي از معاشرتها كنند.
  • والدين و مربيان براي دوستان نوجوان بايد اعتبار و احترام قايل باشند.
  • والدين و مربيان و... بايد در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان، احترام و شخصيت نوجوان را حفظ كنند.

رويارويي با اضطراب ناشي از دوگانگي و ترس از مستقل شدن
يكي از عمومي ترين نيازهاي نوجوان كسب استقلال از افراد خانواده و ديگران است. مطالعات نشان داده كه اضطراب در كساني بيشتر ديده مي شود كه دچار ناامني شديد، عدم اعتماد به نفس، وابستگي ناسالم به والدين بخصوص مادر هستند.

كسب استقلال در بسياري از نوجوانان اضطراب ايجاد مي كند. از جمله حالاتي كه در زمينه مستقل شدن ديده مي شود، تضاد و دوگانگي است، يعني نوجوان در حاليكه مي خواهد و مي داند كه بايد مستقل شود از استقلال نيز مي ترسد. براي جلوگيري از اين دوگانگي والدين بايد وضعيتي فراهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس، امنيت رواني و جرات تجربه كردن، بتدريج درصدد كسب استقلال برآيند.

يكي از دلايل اساسي در اضطراب ناشي از مستقل شدن، عدم آگاهي از وضعيتي است كه نوجوان بعد از مستقل شدن پيدا خواهد كرد. به نوجوان بايد مسئوليت و فرصت داد كه در بسياري از امور مربوط به خود اظهار عقيده كنند و تصميم بگيرد، ولو اينكه اشتباه كند و نبايد نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبيه يا تحقير قرار داد بلكه بايد به آنها اين فلسفه را آموخت كه زندگي سراسر تلاش و مبارزه است و آنها مي توانند از خطاهاي خود درسهاي مفيد بياموزند. در نياز نوجوانان به كسب استقلال تفاوتهاي فردي وجود دارد به همين دليل نبايد آنها را مقايسه ملامت آميز كرد زيرا گاهي باعث دلسردي، احساس نا امني و اضطراب مي شود.

رويارويي با اضطراب ناشي از بروز رفتار پرخاشگرانه
يكي از خصوصيات بعضي از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است كه گاه بصورت پرخاشگري كلامي يا غير كلامي بروز مي كند. عدم توانايي در كنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسياري از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن ميزان مقاومت و تحمل كودك در برابر ناكامي و سختيها، ارضاء صحيح نيازهاي كودك، ايجاد امنيت رواني و بوجود آوردن الگوهاي رفتار مناسب مي تواند در پيشگيري رفتار پرخاشگرانه موثر باشد. اگر اين اقدامات بموقع انجام نشود بايد در زمان حال امكاناتي فراهم آوريم كه نوجوان كمتر پرخاشگري كند و با اضطراب كمتري روبه رو شود.

توصيه هاي زير در اين زمينه مفيد است:

  • والدين و ديگران بايد تا حد ممكن از امر و نهي هاي زياد، بي مورد و غير اصولي خودداري كنند.
  • از ايجاد ممنوعيت و محدوديتهاي بي مورد كه مغاير با نياز نوجوان به كسب آزادي و استقلال است خود داري كرد.
  • با تقويت روحيه نوجوان بخصوص تكيه بر مهارتها و تواناييهاي مثبت او، بايد روشهاي مناسب مواجهه با ناكامي را به او آموخت.
  • به نوجوان بايد آموخت كه در مقابله با خشم به جاي اينكه بدون تفكر خشمي كنترل نشده ابراز دارند منطقي برخورد كنند و بدون توهين و تحقير به ديگران ابراز وجود كنند و عواطف خود را بيان كنند.
  • بايد به او فهماند كه نحوه برخورد ديگران با او تا حدي نتيجه رفتار خود اوست.
  • در برابر پرخاشگري نوجوان نبايد از تنبيه يا تحقير استفاده كرد، زيرا اين رفتارها خود باعث تشديد پرخاشگري مي شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها بايد به نوجوان فهماند كه بي اعتنايي ظاهري به پرخاشگري او حمل بر تائيد يا قبول آن نيست.

  • اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد كه هر فردى ممكن است به يك يا چند نوع از اين اختلالات مبتلا باشد:

    ۱ـ اختلال اضطراب فراگير يا منتشر (Generalized Anxiety Disorder)
    تركيبى از علائم زير در اين اختلال وجود دارد:

    طپش قلب، تنگى نفس، اسهال، بي‌اشتهايى، سستى، سرگيجه، تعريق، بي‌خوابى، تكرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن كف دست، احساس گرفتگى گلو، نگرانى نسبت به آينده، گوش به زنگ بودن نسبت به محيط. در اضطراب فراگير خطر واقعى وجود ندارد.

  • ۲ـ اختلال هراس (Panic Disorder)
    اين افراد دچار حملات اضطرابى پيش‌بينى نشده‌اى مي‌شوند كه ممكن است ظرف چند ثانيه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان كند. مبتلايان به اين اختلال مي‌ترسند مبادا بميرند، ديوانه شوند يا بي‌اختيار دست به كارهايى بزنند و يا علائم روانى ـ حسى غيرمعمول نشان دهند. ساير علائم اختلال اضطراب فراگير نيز در اين اختلال مشاهده مي‌گردد.

  • ۳ـ ترسهاى اختصاصى يا ساده (Simple Phobia)
    شايعترين نوع ترس است. در خانمها بيشتر وجود دارد. يك نوع ترس غيرمنطقى است كه طى آن فرد از مواجهه با اشياء، فعاليتها و موقعيتهاى خاص همچون ترس از حيوانات، طوفان، بلندى، جراحت، خون و مرگ اجتناب مي‌كند. در اين موارد خود فرد متوجه افراطى و غيرمنطقى بودن ترس خويش است.

  • ۴ـ ترس از مكانهاى باز (Agorophobia)
    افراد مبتلا به اين اختلال از وارد شدن به موقعيتهاى ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضاى باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع مي‌كنند. اين افراد از ترك كردن محيط منزل دچار ترس شديد هستند. اين اختلال در نوجوانى شروع مي‌شود و معمولاً اين افراد تجربه اضطراب جدايى را در دوران كودكى داشته‌اند.


  • ۵ـ ترسهاى اجتماعى (Social Phobia)
    اين نوع ترس از اواخر دوران كودكى يا اوائل نوجوانى شروع مي‌شود. اين افراد در مواجهه با ديگران احساس شرمسارى مي‌كنند، نگران هستند كه دستها و صدايشان نلرزد و سرخ نشود. معمولاً از صحبت كردن و غذا خوردن در حضور جمع، ابراز وجود كردن، انتقاد كردن، اظهارنظر كردن و اشتباه كردن مي‌ترسند.

  •  

    ۶ـ اختلال وسواس (Obsessive-compulsive Disorder)
    عبارت است از افكار يا اعمال غير ارادى، تكرارى و غيرمنطقى كه فرد برخلاف ميل خود آن را تكرار مي‌كند. اين بيمارى مي‌تواند به‌صورت وسواس فكرى، وسواس عملى و يا وسواس فكرى و عملى توأم با هم باشد.

    در وسواس فكرى، فرد نمي‌تواند فكرى را از ذهنش خارج كند (مثل افكار پرخاشگرى يا جنسي)، يعنى يك فكر، عقيده، احساس مزاحم و تكرار شونده وجود دارد.


  • در وسواس عملى فرد براى اجراى تكرارى عملى خاص يا سلسله اعمالى خاص احساس اجبار مي‌كند مثل شستن مكرر دستها. فكر وسواسى موجب افزايش اضطراب شخص مي‌گردد درحالي‌كه عمل وسواسى اضطراب شخص را كاهش مي‌دهد.


  • ۷ـ اختلال استرس پس از سانحه (PTSD: Post Troumatic Stress Disorder)
    اين اختلال قبلاً «سندرم موج انفجار» ناميده مي‌شد. معمولاً با يك استرس شديد هيجانى كه شدت آن مي‌تواند براى هركس آسيب‌رسان باشد همراه است از قبيل جنگ، بلا يا سوانح طبيعى مثل زلزله، مورد حمله يا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شديد.

  • اضطراب و كاهش قند خون
    كاهش قند خون در هر شرايطى با علائم اضطراب هماهنگى كامل دارد. يعنى در هر اضطراب قند خون كاهش پيدا مي‌كند و اين مطلبى است كه تحقيقات جديد را به‌سوى خود منعطف كرده است.

    اين واقعيت ما را به اين مهم راهنمايى مى كند كه شايد با كنترل قند خون بتوان علائم اضطراب را در افراد كاهش داد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/08/20ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

  اكثر افراددر طول حیات خود سردرد را تجربه كرده اند.یك سردرد شدید می تواند تمامی ابعاد زندگی یك فرد را تحت الشعاع خود قرار داده و باعث غیبت در محل كار یا تحصیل شود.

علت ایجاد سردرد، تحریك گیرنده های حساس به درد در اطراف سر و گردن و درون جمجمه است. این گیرنده ها ممكن است در بیماری های مختلفی مثل میگرن، مننژیت، افزایش فشار درون جمجمه و خونریزی مغزی تحریك شوند.

شدیدترین سردردها در مننژیت های چركی (سرسام) و تحریكات پرده مغز دیده می شود كه علت آن گرفتاری تعداد بیشتری از گیرنده های حس درد است.

شایع ترین سردرد Tension Headache یا سردرد تنشنی است كه حدود۹۰ درصد از سردردها را شامل می شود. این سردرد، در خانم ها بیش از آقایان دیده می شود و به طور معمول زمان پیدایش آن سنین میانسالی است.سردرد ملایم تا متوسط، احساس فشار، درد وحالت سری در گیجگاه ها پشت، سر و گردن و نواحی دو طرف پیشانی از خصوصیات این نوع سردرد می باشد.

گاهی درد به طور فشرده در تمام سراحساس می شود و بیمار احساس می كند یك كاسه سفت آهنی روی سرش قرار داده اند. در این بیماری فرد تهوع ندارد. این سردرد۳۰ دقیقه تا۷ روز ممكن است طول بكشد. اضطراب و افسردگی، نقش عمده ای در پیدایش این نوع سردرد دارد. گاهی درد با خندیدن، صحبت كردن زیاد و گریه كردن آغاز و یا تشدید می شود. این بیماری برای فرد آزار دهنده نبوده و بیشتر توسط مُسكن های معمولی تسكین می یابد.

میگرن، سردرد دوره ای  میگرن یكی از شایع ترین علل مراجعه افراد به پزشكان است و بعد از سردرد تنشنی شایع ترین نوع سردرد در همه جوامع بشری به شمار می رود. به طوری كه۱۲ تا۱۵ درصد مردم جهان از آن رنج می برند.

میگرن سردردی است دوره ای با زمینه ارثی و خانوادگی كه در كودكی، نوجوانی و یا اوایل بزرگسالی آغاز می شود ولی اوج پیدایش نشانه های آن، در سنین۲۰ تا۳۵ سالگی است. آمار نشان می دهد كه میانگین سن شروع میگرن در زنان ایرانی۲۴ سالگی و در مردان،۲۲ سالگی می باشد. میگرن در خانم ها شیوع بیشتری دارد و نسبت ابتلای زنان به مردان۳ به یك است. ولی در پسربچه ها بیشتر از دختربچه ها دیده می شود.

آمار نشان می دهد، در ایران۸۴/۴ درصد افراد مبتلا به میگرن را خانم ها و۱۵/۶ درصد از آنها را آقایان تشكیل می دهند. در میگرن میزان درد از خفیف تا شدید متغیر بوده و ممكن است با یك یا چند نشانه از قبیل گریز از روشنایی، گریز از صدا، گزگز اندام ها، احساس ضربان در سر، تهوع و استفراغ، اختلال خواب و افسردگی همراه باشد.

سردرد با فعالیت تشدید می شود و با افزایش سن، دفعات و شدت آن كاهش می یابد. به طور معمول میگرن تا۳۰ الی۴۰ سالگی ادامه پیدا می كند و اولین علائم میگرن به ندرت بعد از۵۰ سالگی رخ می دهد. شروع سردرد می تواند از ناحیه گیجگاهی، پیشانی یا پشت سر باشد.

گاهی بیمار نمی تواند نقطه خاصی را برای آغاز درد بیان كند ولی در بیشتر موارد در این بیماری درد در یك نیمه سر وجود دارد و تنها در۳۰ درصد موارد سردرد دوطرفه است. گاهی نیز درد در پشت چشم ها احساس می شود. طول مدت سردرد از۴ تا۷۲ ساعت متغیر است. بسیاری از افراد ترجیح می دهند هنگام شروع درد با یك دستمال سر خود را محكم ببندند كه این مساله در بهبودی سردرد آنها موثر است.

میگرن در هنگام حاملگی، در۸۵-۷۵ درصد موارد خود به خود بهبود می یابد و گاهی فقط هنگام پریود ماهانه بروز می كند.  انواع میگرن  مكانیسم ایجاد میگرن ناشناخته است. ولی در بیماران میگرنی مصرف قرص های ضد بارداری، بی خوابی، استرس های روحی، بوهای تند وتحریك كننده، برخی ادكلن ها، بعضی غذاها و استحمام طولانی مدت به آغاز سردرد منجر می شود.

افراد میگرنی شخصیتی وسواسی و تحریك پذیر دارند و در برابر استرس آسیب پذیرتر از دیگران هستند. گاهی در روزهای پیش از آغاز سردرد میگرنی، فرد به یكی از حالات زیر مبتلا می شود: كم اشتهایی، پراشتهایی، تمایل به خوردن خوراكی های خاص، زود عصبانی شدن، خوشحالی بی مورد. اختلال در خواب، خمیازه كشیدن پی در پی و آروغ زدن. بر اساس وجود یا فقدان «اورا» (پیش درآمد) سردردهای میگرنی به دو نوع مهم تقسیم می شوند:  میگرن با «او را» (پیش درآمد)  این گونه سردرد كه میگرن كلاسیك نیز نامیده می شود بیشتر جنبه ارثی دارد.

ابتدا «اورا» و سپس سردرد بروز می كند. «اورا» نشانه های عصبی برگشت پذیری هستند كه به دلیل اسپاسم عروق مغزی پدید می آیند و به گونه های مختلفی توسط فرد بیان می شوند. مثلاً به صورت تار شدن دید، پیدایش لكه های سیاه یا پدیدار شدن خطوط نورانی زیكزاكی در جلوی چشم ها بروز می كند. «اورا» در اندام ها به صورت گزگز یا كرختی و سنگینی یك نیمه بدن بروز می كند.

گاهی نیز می تواند به صورت سرگیجه و اختلال تكلم، خود را نشان دهد. در پی «اورا» كه مدت آن۵ تا۳۰ دقیقه است سردرد خفیف تا شدیدی بروز می كند كه به طور معمول در یك نیمه سر متمركز است و در بیشتر موارد با احساس ضربان درون سر همراه است و گاهی شدت آن به اندازه ای می رسد كه بیمار باید همه كارهای خود را كنار گذاشته و به مكان تاریك و ساكتی پناه ببرد.

در این بیماری معمولاً پس از خوابیدن، سردرد برطرف می شود. در برخی گونه های مقاوم بیماری ممكن است بیمار چندین روز از سردرد رنج ببرد و اقدامات دارویی به او كمكی نكند.  میگرن بدون «اورا»  این نوع میگرن شایع ترین نوع میگرن است كه جنبه ارثی آن كمتر است و بیشتر در بیماران بالای۴۰ سال رخ می دهد.

نشانه های بالینی این نوع میگرن، با میگرن كلاسیك تفاوت چندانی ندارد و اقدامات درمانی آن نیز مانند میگرن با پیش درآمد است. بعد از متوقف شدن سردرد میگرنی، فرد احساس خستگی و درد عضلانی می كند و به استراحت احتیاج دارد.  پیشگیری و درمان میگرن  پیشگیری از میگرن با داروها و توصیه های غیر دارویی امكان پذیر است.

عوامل زیر سبب پیدایش سردرد میگرنی می شوند و فرد میگرنی باید از آنها بپرهیزد:مصرف قرص های ضدبارداری، عطر و ادكلن های تند، اختلال خواب (بی خوابی، پرخوابی و یا از خواب پریدن)، استرس، غذای چرب، مشروبات الكلی، پنیر مانده، سُس، شكلات، گوجه فرنگی، پیاز و پیازچه، ضربه های شدید و ناگهانی به سر، رفتن به مكان های شلوغ، استحمام طولانی، هوای گرم، رفتن به محیط های بسیار روشن (روزهای برفی)، مصرف برخی داروها.

تجویز داروها به منظور پیشگیری از بیماری میگرن، تا حد زیادی به سلیقه و تجربه پزشك و فركانس حملات میگرن بستگی دارد. به عنوان مثال اگر فردی در سال فقط دوبار دچار سردرد میگرنی شود لازم نیست كه به مدت طولانی از داروهای پیشگیری كننده استفاده كند. تعداد داروهای پیشگیری كننده از میگرن بسیار زیاد است ولی به طور كلی برای بیمارانی كه هر دو تا سه ماه یك بار دچار میگرن می شوند، می توان درمان دارویی را آغاز كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/08/20ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

آدم‌هـا اسـاسـاً بـا يـكـديـگر ‌متفاوتند. آنها چيزهاي مختلفي مي خواهند و انگيزه ها، هدف ها، ارزش ها، نيازها، قابليت ها، هوس ها و درخواست هاي متفاوتي دارند. همچنين اعتقادات، تفكر، شناخت، درك و باورهايشان متفاوت است و البته نحوه ‌عمل و ابراز هيجاناتشان نيز كه بر آمده از خواسته‌ها و اعـتـقـاداتـشـان مـي‌بـاشـد، بـه شـدّت با يكديگر اختلاف دارد.

‌ديدن اين اخـتـلافـات كار مشكلي نيست و دقيقاً همين اختلاف و تنوع در رفتار و نگرش است كه در همه ما يك ‌واكنش مشترك را بــرمــي‌انـگـيــزد؛ بـا ديـدن افـراد ديـگـري كـه در پيرامونمان هستند و با ما تفاوت دارند چنين نتيجه‌گيري مي‌كنيم كه اين تفاوت رفتار ديگران را عيب و نقص قلمداد كنيم و وظيفه ما، حداقل در مورد ‌نزديكانمان، به نظر مي‌رسد كه تصحيح اين عيب و نقص باشد.

بنابراين، پروژه اصلي ما اين خواهد شد كه تمام ‌نزديكانمان را شكل خودمان كنيم. ‌خوشبختانه، انجام اين پروژه امكان‌پذير نيست. تلاش براي قالب‌بندي ديگران به شكلي كه ما مي‌خواهيم، قبل از ‌شروع به شكست مي‌انجامد.

مردم نمي‌توانند تغيير شكل دهند، فرقي نمي‌كند كه خواست ما براي تغيير آنها به چه ‌اندازه و به چه طريق باشد. شكل و قالب هــركــس، ذاتـي، عـمـيـق و تـغـيـيـرنـاپـذيـر اسـت. درخواست از يك نفر كه شكل ‌و قالبش را تغيير دهد يعني به طرز ديگري فكر كند و چيزهاي ديگري بخواهد، درخواستي غيرقابل اجراست زيرا ‌براي تغيير طرز فكر و خواسته‌ها، چيزي كه مـورد نياز است طرز فكر و خواسته‌هاست. بنابراين شكل و قالب ‌فرد، خود به خود نمي‌تواند تغيير يابد.

اگر دندان‌هاي شير را بكشيد، آنچه به دست مي‌آوريد يك شير بي‌دندان ‌است نه يك گـربـه خانگي. تلاش‌هاي ما براي تغييردادن همسر، دوست يا ديگران، ممكن است با موفقيت همراه ‌باشد امّا حاصل كار، يك تغيير شكل ظاهري و سطحي است نه يك تبديل واقعي. ‌

تفاوت‌ها را به صورت عيب و نقص نديدن، به مقدار زيادي كار نياز دارد كه هر فرد بايد بر روي خود انجام دهد. يونگ (روانشناس و متفكر سوئيسي ) معتقد است آنچه مهم است اولويت ما براي چگونگي "عمل" است و اين اولويت، ويژگي و ‌صفت‌خاصه هر فرد را تعيين مي‌كند. به نظر او دو نوع سازمان شخصيت وجــــود دارد؛ درون‌گــــرايــــي و بــــرون‌گـــرايـــي. ‌درون‌گـراهـا بـر دنياي دروني افكار، الهام‌ها، هـيـجــانــات و احـســاس‌هــا تـمــركــز مــي‌كـنـنــد.

برون‌گراها به دنياي خارج، ‌افراد ديگر و مـاديـات توجه دارند. به عقيده يونگ، هر شخص، تركيبي از هر دو آنها را دارد. به نظر مي‌رسد كه ‌براي ما يك دليل ذاتي و دروني وجود دارد كه همه را شبيه به هم بدانيم.

با وجودي كه متفاوت دانستن مردم از ‌يكديگر داراي مزاياي زيادي است، پس چرا از آن غفلـت مـي‌كنيم؟ هنگامي كه تفاوت‌هاي ديگران را عيب و نقص تلقي كنيم، رفتار خشونت‌آميزي با آنها در پيش مي‌گيريم. در اين فرآيند عدم درك ديگران، ما توانايي خود براي ‌پيش‌بيني كاري كه آنها انجام خواهند داد را نيز كنار مي‌گذاريم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/09ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

روانشناسان مي ‌گويند؛ شادابي، نشاط، لذت بردن از زندگي و هدفمندي مستلزم داشتن شخصيت سالم است.

محققان دانشكده پزشكي جان هايكينز در آمريكا در اين باره خاطر نشان مي‌ كنند كه از طريق آشنايي با معيارهاي سلامت روان و تطابق آن با ويژگي‌ هاي شخصي، تعامل با ديگران و محيط اطراف مي ‌توانيم تا حدودي عوامل آسيب ‌زا به شخصيت سالم را شناسايي كرده و با اصلاح آن ها براي بهره‌ مندي از يك شخصيت سالم تلاش كنيم.

به اعتقاد روانشناسان؛ سلامت رواني و جسمي، نياز و خواسته ي همه انسان ها است و همه ي ما تلاش مي ‌كنيم كه براي برقراري ارتباطات سالم، شخصيت ‌هاي سالمي در زندگي انساني پيدا كنيم. اما آيا تا كنون به اين نكته فكر كرده ‌ايد كه از اين حيث چه فردي از شخصيت سالم بهره‌ مند است؟

بر اساس مقاله منتشر شده در مجله علمي نيچر، " گوردن آلپورت " يكي از نخستين روانشناساني بود كه توجه خود را به شخصيت سالم معطوف داشت.

از نظر آلپورت افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل مي‌ كنند، از قيد و بندهاي گذشته آزاد هستند و از نيروهايي كه آن ها را هدايت مي‌ كنند، كاملا آگاه هستند و مي ‌توانند بر آن ها چيره شوند.

راهنماي اشخاص بالغ، زمان حال، ‌هدف‌ ها و انتظارهايي است كه از آينده دارند. جنبه ي اساسي و ريشه ‌اي شخصيت انسان را مقاصد سنجيده و آگاهانه، اميدها و آرزوهاي وي تشكيل مي ‌دهند. اين اهداف در واقع انگيزه ي شخصيت سالم قرار مي‌ گيرند و بهترين راهنما براي فهم رفتار كنوني انسان هستند. وجود انسان در حقيقت بر داشتن هدف‌ هاي دراز مدت استوار است.

اين فاكتور مهم، انسان را از حيوان، كودك را از سالمند و نيز در اكثر موارد، ‌شخصيت سالم را از بيمار متمايز مي‌ كند.

اين مقاله مي ‌افزايد: از ديدگاه آلپورت، ‌انسان‌ هاي سالم نياز مداومي به تنوع، ‌احساس و درگيري تازه دارند. كارهاي روزمره و عادي را كنار مي‌ گذارند و در جست و جوي تجربه‌ هاي تازه هستند. آن ها ماجراجو هستند و ‌خطر مي‌ كنند و چيزهاي تازه كشف مي ‌كنند. همه ي اين فعاليت‌ ها ايجاد تنش مي ‌كند و در هر صورت تنها از راه تجربه ‌ها و خطرهاي تنش زا است كه بشر مي ‌تواند احساس بالندگي كند.

از نظر آلپورت، گسترش مفهوم خود، ارتباط صميمانه خود با ديگران، امنيت عاطفي، ادارك واقع بينانه، مهارت ها و وظايف، عينيت بخشيدن به خود و فلسفه يگانه سازندگي، هفت معيار شخصيت سالم هستند.

ازسوي ديگر، " اريك فروم " يك روانشناس معروف و سرشناس ديگر معتقد است كه به سبب اهميت نيروهاي اجتماعي و فرهنگي براي درك يكايك اعضاي جامعه، بايد ساختار آن جامعه در گذشته و حال، تجزيه و تحليل شود؛ بنابراين شناسايي ماهيت جامعه، كليد درك شخصيت متغير انسان است.

شخصيت، خواه سالم و ناسالم به فرهنگ بستگي دارد. فرهنگ مانع يا حامي رشد و تكامل مثبت انسان است.

فروم شخصيت انسان را بيشتر محصول فرهنگ مي‌ داند. از نظر وي سلامت روان بستگي به اين دارد كه جامعه تا چه اندازه نيازهاي اساسي افراد جامعه را برآورده مي ‌كند، نه اين كه فرد تا چه حد خود را با جامعه سازگار مي‌ سازد.

در نتيجه سلامت روان بيش از آن كه امري فردي باشد، يك مساله اجتماعي است. جامعه ي ناسالم در بين اعضاي خود دشمني، بدگماني و بي ‌اعتمادي مي ‌آفريند و مانع از رشد كامل آن ها مي‌ شود. در مقابل جامعه ي سالم به اعضاي خود امكان مي ‌دهد كه به يكديگر عشق بورزند، بارور، كارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عينيت خود را بارور و نيرومند سازند.

علاوه بر اين، روانشناسان شناخت گرا بر اين باور هستند كه شخص سالم، ‌رويدادهاي محيط را با استفاده از روش هايي تعبير و تفسير مي‌ كند كه به احساس خوب يا اميدواري مي ‌انجامند و او را قادر مي ‌سازند كه براي حل مسائل زندگي خود، مهارت هاي خاصي را به كار برد.

اما از سوي ديگر، آن چه نقطه نظر كارشناسان سازمان جهاني بهداشت است بدين مفهوم است كه ‌سلامتي نه فقط به فقدان بيماري و نقص عضو، بلكه به حالت رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي اطلاق مي ‌شود. به اين ترتيب تعريف سلامت رواني به عنوان يكي از معيارهاي تعيين كننده ي سلامت عمومي شناخته مي ‌شود. فردي كه از سلامت رواني برخوردار است، ضمن احساس راحتي و آسايش قادر است در اجتماع به راحتي و بدون اشكال به فعاليت بپردازد و ويژگي‌ هاي شخصي وي در آن اجتماع، ‌موجب خشنودي و رضايت است. بر همين اساس سلامت رواني و بدني لازم و ملزوم يكديگر هستند.

متخصصان علوم تغذيه و پژوهشگران تناسب جسمي، بين سلامت روان و بدن با كيفيت تغذيه و ميزان تحريك جسمي، ‌ارتباط معناداري را دريافته ‌اند.

مطالعات زيستي ـ شيميايي مغز انسان نشان مي ‌دهد كه سلامت روان و ذهن، احتمالا به منظم و متعادل بودن فعاليت هاي الكتروشيميايي سلول هاي مغزي و دستگاه هاي عصبي بستگي دارد. البته بايد گفت به سختي مي ‌توان كسي را يافت كه هميشه متعادل، منطقي و آگاه به اعمال خود باشد. هر فرد در دوره‌ هايي از زندگي خود داراي ويژگي هايي از قبيل شيدايي، افسردگي، اجتماعي بودن، بيگانگي، ‌جست و خيز و انفعالي بودن است، بنابراين به شكلي رفتارهاي غيرمنطقي را تجربه مي‌ كند.

تفاوت رفتارهاي عادي و غيرعادي يك امر درجه بندي شده است. بنابراين براي دسترسي به سلامت رواني بايد بپذيريم كه در رفتار خود، آزادي انتخاب داريم و اين آزادي را به كار ببريم و بدانيم كه مسووليت انتخاب نيز با خودمان است. پس سلامت و عدم سلامت رواني به مقدار زيادي ناشي از تجارب موفق و ناموفق در دوران تحصيلي و واكنش هاي معلمان و والدين نسبت به اين تجارب است.

زماني كه شخصيت كودك شكل نگرفته، سال هاي نخست زندگي تحصيلي خود را آغاز مي ‌كند، ‌در مسير رشد و بالندگي قرار مي ‌گيرد و در طول بهترين سال هاي عمر خود ‌با عوامل مختلف موثر بر تحول شناختي، عاطفي و اجتماعي به كنش متقابل مي ‌پردازد كه نتيجه‌ اش همان چيزي است كه به صورت يك نوجوان و جوان به جامعه تحويل داده مي ‌شود.

                                                                                                                                                        

حال چنان چه اين فرد به ويژگي‌ ها و خصايص شخصيت سالم آشنا و در جهت كسب آن ها تلاش كند، زندگي‌ سرشار از اميد، شادي، ‌آرامش و همراه با موفقيت خواهد داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/09ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

از ديد روانشناسان باليني، اضطراب نوعي از واكنش ترس است البته نمي توان تمايز دقيقي بين ترس و اضطراب قائل شد اما                                                                                                                                           ترس پاسخ به بعضي تهديدات فوري است و اضطراب پيش بيني وقايع تهديدآميز و ناخواستني است. بنابراين ترس نوعا يك حالت كوتاه مدت است كه وابسته به حضور محرك ويژه مي باشد در حالي كه اضطراب بوسيله پيش بيني بوجود مي آيد و صرف نظر از حظور محرك تداوم مي يابد.

اضطراب و افسردگي در بين افراد همپوشاني زيادي دارد يعني در صد زيادي از افراد مضطرب دچار افسردگي مي شوند و برعكس افراد افسرده بيش از سايرين به اضطراب مبتلا مي باشند.

 به عقیده روان شناسان، افسردگى، بیمارى ناشى از مدرنیسم و فشارهاى جانبى آن است و جوانان، به ویژه در آمریكا، كه سرعت نوآورى در آن جا بیش از سایر نقاط جهان است، در سنین پایین‏تر در دام این بیمارى گرفتار مى‏آیند.

دكتر ارنست برنت و همكارانش، از انستیتو تكنولوژى ماساچوست آمریكا، برآورد كرده‏اند كه هزینه‏هاى مربوط به بیمارى افسردگى در آمریكا، سالانه بالغ بر 44 میلیارد دلار، یعنى تقریبا برابر هزینه‏هاى بیمارى‏هاى عروقى است و این بدان معناست كه هر آمریكایى سالانه 6 هزار دلار بابت بیمارى افسردگى پرداخت مى‏كند.

«الوین تافلر»، نویسنده و نظریه پرداز معروف آمریكایى، مى‏گوید: در سراسر كشورهاى مرفه، فریاد عجز و لابه‏هاى آشنا به گوش مى‏رسد. میزان خودكشى نوجوانان رو به افزایش است. الكلیسم بیداد مى‏كند. افسردگى روانى همه گیر شده است، و بربریت و جنایت مد روز گردیده است!

 تافلر مى‏افزاید: زندگى روزمره واقعاً به طرز افتضاح‏آمیزى كیفیت خود را از دست داده است و اعصاب همه خورد و داغان است. دست به یقه شدن و تیراندازى در مترو یا صف‏هاى بنزین، نشانگر این واقعیت است كه كنترل اعصاب از دست افراد خارج شده است و میلیون‏ها نفر از مردم به آخرین حد از ظرفیتشان رسیده‏اند. بى‏تردید علت این افسردگى‏ها، فرو رفتن در مادیات و دورى از مذهب، معنویات و فراموشى خدا مى‏باشد.

سؤالى كه در این جا مطرح مى‏شود، این است كه چگونه این افسردگى‏ها و اضطراب‏ها را درمان نماییم؟

 پرفسور كارل یونگ مى‏گوید: بى مذهبى باعث پوچى و بى معنا بودن زندگى مى‏شود و داشتن مذهب به زندگى مفهوم و معنا مى‏بخشد.

حضرت على (علیه‏السلام) فرمود: كسى كه توكل كند، سختى‏ها بر او آسان و اسباب آسانى برایش فراهم مى‏شود.

در روایات آمده كه مؤمن مانند كوه استوار است و سختى‏ها او را تكان نمى‏دهد، مانند حضرت ایوب كه در مقابل بدترین مصیبت‏ها ایستاد و مقاومت كرد و عاقبت به رستگارى دو جهان رسید.

 دكتر پول ارنست، متخصص دانشگاه پنسیلوانیا، درباره نقش ایمان مى‏نویسد: مهمترین عامل شفاى مریض، ویتامین‏ها، داروها و جراحى و... نیست، بلكه امید و ایمان است. من به این نكته پى برده‏ام كه از این پس باید جسم مریض را با بكار بردن وسایل طبى و جراحى و روح وى را با تقویت ایمانش نسبت به خدا معالجه كرد.  

دومین راهى كه قرآن كریم با یك جمله به ما نشان مى‏دهد، یاد خداست. آرى یاد خداست كه ترس از مرگ را به آرامش تبدیل مى‏نماید و ترس از هجوم مشكلات و گرفتارى‏ها را از بین مى‏برد. یاد خدا دلهره‏ها و ترس‏هاى ناشى از بى‏اعتمادى به آینده را كاهش مى‏دهد.

خداوند در قرآن، درباره تأثیر یاد خدا در آرامش و رهایى از اضطراب و افسردگى مى‏فرماید:                  «الّذین أمَنوا و تَطْمئِنُّ قُلوبهم بِذِكرِ اللّه ألا بِذكرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ»؛ «آنان كه ایمان آورده و دل‏هایشان به یاد خدا آرام است. آگاه باشید با یاد خدا دل‏ها آرامش مى‏یابد.»

اهمیت یاد خدا:

ذكر خدا یعنى پذیرش حضور دائم و نزدیك بودن آن وجود مطلق در همه جا و در همه زمان‏ها؛ چون كه خدا به رگ‏هاى گردن شما نزدیك‏تر و حایل میان انسان و جان و قلب اوست. این نزدیكى و حضور دائمى كه برخاسته از ارتباط و فقر ذاتى همه آفریده‏هاست، مى‏تواند این زمینه را فراهم آورد كه هیچ چیزى بیرون از دایره علم، قدرت و حكمت او نیست. بنابراین اطمینان مى‏یابد كه همواره خدا با اوست و در همه حال، رفیق و همراهش است.

                                 نكته مهم بعدي صبر و تحمل است افراد صبور ماندنى‏تر و موفق‏ترند                           پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) فرمود: ایمان دو نیمه است. نیمه‏اى شكر و نیمه‏اى صبر است. من خدا را بر نعمت‏هایش شكر گفته و بر سختى‏هاى زندگى صبر مى‏نمایم، و امید به پاداش‏هاى آخرت دارم.»

. معالجات فردى: از قبیل:

1. بازگو كردن عقده‏ها با محرم اسرار: مانند والدین، حضور در زیارتگاه‏ها و مناجات‏هاى سحرگاهى.

2. توبه و طلب آمرزش:

برخلاف مسیحیت كه مى‏گوید: یكشنبه‏ها به كلیسا بروید! اسلام هر زمان و هر مكانى را براى ارتباط با خداوند و توبه كردن و طلب آمرزش مناسب مى‏داند.

3. جستجوى راه‏هاى موفقیت: علاوه بر همت بلند و تلاش، در بسیارى از موارد كلید حل مشكل به دست ماست، مثلاً شخصى كه در خانه نشسته و از خدا روزى مى‏خواهد، دعایش مستجاب نمى‏شود! یا كسى كه از دست همسرش به تنگ آمده و از خدا فرج و گشایش مى‏خواهد، دعایش مستجاب نمى‏شود؛ زیرا باز كردن گره به دست خودش است و آن طلاق است (اگر راه دیگرى نمانده است) و... .

4. اقتصاد در معاش: چنان كه على (علیه‏السلام) فرمود: هر كه مراعات اقتصاد كند، من ضمانت مى‏كنم كه فقیر نگردد.

5. اهمیت ندادن به عشق‏هاى كذائى.

6. راضى بودن به رضاى الهى.

7. سرگرمى‏هاى سالم: همانند سفر، و پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) مى‏فرماید: «به سفر بروید تا سالم و تندرست بمانید».

8. توجه به نعمت‏ها: نعمت‏هاى فراوانى كه خداى متعال در اختیار ما قرار داده است. و در مسائل مادى به پایین‏تر از خود نگاه كنیم، نه بالاتر.

9. مأیوس نشدن از رحمت الهى: خداوند در قرآن مى‏فرماید: «لا تَیأَسوا مِن رُوحِ اللّه إنّه لایَیأَسُ مِن رُوح اللّه إلا القَومُ الكافِرُون».

10. رعایت اعتدال در تمام امور.

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/16ساعت 8:7 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

ماهي از جمله غذاهاي بسيار مفيد است كه بعلت گراني قيمت و بوي آن و مسائل مشابه كمتر در سبد غذايي ما جا دارد. تحقيقات نشان داده مادان باردار در صورتيكه در رژيم غذايي خود مقادير كافي ماهي قرار داده اند در آينده كودكان سالم تري خواهمد داشت. بيشتر فوائد ماهي در روغن ةن هم وجود دارد.

روغن ماهی برای بهبود بیماری قلبی بسیارمفید است . روغن ماهی حاوی نوعی چربی بنام چربیهای امگا 3 با خاصیت پائین آوردن تری گلیسیرید خون است . از اینرو توصیه می شود روغن ماهی به رژیم غذایی بیماران قلبی اضافه شود . برخی از خاصیتهای چربیهای امگا 3 عبارتند از:

رقیق کردن خون : این ویژگی روغن ماهی در درمان لختگی خون به کار می آید . به همین دلیل درمیان اسکیموها که غذای اصلی آنها ماهی است ، بیماری قلب و عروق کمتر دیده می شود.

-کاهش سنتز

VLDL:VLDLیکی از انواع کلسترول خون است که مضر می باشد و موجب کاهش تولیدHDL که کلسترول مفید خون است می شود. روغن ماهی در کاهشVLDL مؤثر است .

- کاهش چسبندگی پلاکتها : ثابت شده است که روغن ماهی موجب می شودکه پلاکتها کمتر به یکدیگر بچسبند و از تولید لخته های پلاکتی داخل رگها جلوگیری می کند.

تحقیقات نشان داده است که مرگ و میر در میان بیمارانی که از روغن ماهی استفاده می کنند 30 درصد کمتر از کسانی است که آنرا مصرف نمی کنند . همچنین براساس تحقیقات ، مصرف روزانه 28 گرم ماهی ، 40 درصد بیماریهای عروق کرونر راکه به قلب خونرسانی می کنند و 50 درصد سکته های قلبی را کاهش می دهد . از اینرو توصیه می شود برای پیشگیری از وقوع سکته های مجدد پس از یک سکته یا جلوگیری از عوارض عروقی در بیماران دیابتی ، به طور مرتب ماهی یا روغن ماهی مصرف شود.

اما چه نوع ماهی ای مصرف کنیم؟

ماهی های پرچربی مثل قباد، آزاد ، کولی ، سفید ، ساردین ، تون ، کپور و شاه ماهی برای مصرف بهتر است . ماهی ،  در صورتیکه 2 تا 3 بار در هفته مصرف شود اثرات بسیار مفیدی را در پی دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/26ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

 روانپزشکان سال‌ ها است اين ماجرا را دريافته ‌اند و حتي معتقدند: برخي ازانواع افسردگي مثل افسردگي فصلي در فصل‌ هاي پاييز و زمستان به دليل کاهش نور دريافتي بدن و در پي آن کاهش هورمون ملاتونين مغز رخ مي‌ دهند

بر همين اساس هم آن ها شيوه نور درماني را براي درمان اين گروه از بيماران ابداع کرده‌ اند.

با افزايش جمعيت و زندگي در آپارتمانها طبعا برخورداري از نور آفتاب نسبت به زندگي در خانه هاي حياط دار سابق كاهش يافته است.

ساکنان اين قبيل منازل، خانه را محيطي مناسب براي گذراندن اوقات فراغت نمي ‌دانند و از محيط خانه دلزده مي ‌شوند و تغيير در روحياتشان در کنار عوامل ديگري مثل فقر، نبود امکانات تفريحي در محيط زندگي، عدم بازدارندگي قوانين، تربيت نادرست و ناتواني در کنترل نفس باعث مي ‌شود حتي ممكن است براي تفريح به جرايمي خشن دست بزنند.

هميشه مضرات زندگي در خانه‌ هاي کوچک و بي نور به اندازه روي آوردن به بزهکاري بزرگ نيست و در برخي موارد به پايين آمدن آستانه تحمل افراد و مشاجره‌ هاي خانوادگي مي ‌انجامد.

هرچه خانه‌ ها کوچک ‌تر و تاريک تر باشند، تنش‌ هاي خانوادگي نيز افزايش مي ‌يابد و موجب تاثير استرس‌ هاي محيطي بر روابط خانوادگي مي ‌شود.

 کوچک شدن خانه‌ هاي امروزي در ايجاد تنش در خانواده بسيار موثر است. زماني که خانه کوچک باشد کودک نمي ‌تواند انرژي خود را تخليه کند و دچار افسردگي يا لجبازي مي ‌شود که تنش در کودک به مادر و ديگر اعضاي خانواده نيز منتقل مي‌ شود.


البته اين مشكل در اكثر كشورهاي صنعتي و در شهرهاي بزگ دنيا وجود دارد

اما بايستي امكانات شهري و حومه شهري براي استفاده از نور آفتاب و هواي آزاد وجود داشته باشد و استفاده از تفريحات سالم مهيا باشد تا ابتلا به بيماريهاي روحي - رواني و حتي بزه كاري هاي اجتماعي و جرم و جنايت در شهر ها كه اكثرا منشا رواني دارد به حداقل برسد.

اما توصيه مي شود  پرده‌ ها را کنار بزنيد و بگذاريد نور پوست‌ تان را نوازش کند و از خانه براي پياده ‌روي کوتاه بيرون بزنيد.و از حداقل امكانات، بيشترين بهره را ببريد.

مثلا شب زودتر بخوابيد و صبح زودتر از خواب بيدار شده و در پارك نزديك منزل حداقل 30-15 دقيقه نرمش و ورزش سبك انجام دهيد.

مطمئن باشيد: تاثير اين اقدام را در همان روزهاي اول احساس خواهيد كرد و علاوه بر ايجاد روحيه اي بهتر اين شادابي را به خانه و اطرافيانتان منتقل خواهيد كرد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/15ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

اکثر افراد می دانند غذاهای دریایی یکی از مهمترین اقلامی است که ما باید از آن استفاده کنیم این غذاها که عمدتا انواع ماهی را شامل میشود بعلت داشتن امگا۳ بسیار مفید است.

البته برخی از این غذاها مضراتی هم دارند مثل میگو که زیاد خوردن آن باعث افزایش کلسترول خون می شود.در ادامه به برخی اطلاعات جالب درباره میگو اشاره می شود:

میگو از محصولات پر ارزش خلیج فارس و دریای عمان است.میگوی خلیج فارس از جنس پنائاس، میباشدو بین 7 تا 15 سانتیمتر طول دارد. بدن میگو کشیده و دراز و از دو طرف به هم فشرده است

انواع میگو:

بنا به اظهار کارشناسان شیلات، تاکنون بیش از ده نوع میگو در آبهای خلیج فارس صید و شناخته شده است که

میگو

مشهورترین آنها لابستر یا شاه میگو است که وزن آن تا یک کیلو و گاه بیشتر می رسد. از این نوع میگوی کمیاب که در سواحل صخره ای و نزدیک ساحل زیست می کند سالی حدود 200 هزار عدد صید می شود. بعد از شاه میگو معروفترین نوع میگو یوفایو است که هر 5 عدد آن یک پوند وزن دارد. کوچکترین نوع میگوی خلیج فارس که در زبان محلی به آن چکو و سرتیز میگویند، برای کنسرو مورد استفاده قرار می گیرد. وزن یکصد تا دویست عدد از این میگو به یک پوند میرسد و به حد وفور در خلیج فارس یافت می شود.

راههای صید میگو:

میگو معمولاً چسبیده به کف دریا زندگی می کند، روی این اصل تورهای کشتیهای صید میگو از نوع تورهای خاص کیسه ای هستند که می توانند با دهانه باز خود در حال حرکت کشتی در کف دریا میگو را صید نمایند. میگوهای صید شده با ماهیهای خوراکی و غیر خوراکی و سایر آبزیان به عرشه کشتی کشیده می شوند، میگوها را از ماهیها و سایر آبزیان جدا کرده و پس از کندن سر آنها، دم میگو را که قسمت اصلی آن است پس از شستشو برای مخلوط کردن با یخ و نگهداری، به انبار عایق بندی شده کشتی حمل می نمایند.

گوشت میگو :

گوشت میگو از نقطه نظر پروتئین بسیار غنی و نسبت به گوشت دامهای کشتاری دارای میزان پروتئین بیشتری است، مزیت دیگر گوشت میگو بالا بودن میزان املاح و بخصوص کلسیم فسفر است، میزان فسفر و کلسیم آن نسبت به گوشت دامهای کشتاری بسیار  قابل توجه است.

با توجه به این نکته که ارزش غذایی گوشتهای مختلف در درجه اول مربوط به میزان پروتئین و املاح آن(خصوصاً فسفر) است، گوشت میگو از این نقطه نظر دارای کیفیتی ممتاز می باشد.

 گرچه ارزش حیاتی گوشتهای قرمز از نظر تامین اسید های آمینه لازم، بیشتر از سایر گوشتها می باشد ولی از نقطه نظر تامین پروتئین غذایی، بخصوص پروتئین حیوانی و با در نظر گرفتن میزان صید میگو و امکان توسعه و تکثیر این محصول در دریای جنوب بایستی توجه خاص به این محصول با ارزش مبذول شود.

فصل و مقدار صید:

فصل صید میگو معمولاً از مرداد ماه هر سال تا اواسط آبان ماه ادامه دارد و پس از آن چون فصل تخم گذاری میگو فرا می رسد ممنوعیت صید آغاز می گردد و تا اردیبهشت ماه ادامه پیدا می کند صید معمولاً هر سال دوبار انجام می شود و مدت آن بستگی به نظر کارشناسان شیلات دارد.

میگو در ایران به روشهای مختلفی طبخ می شود که در انواع کبابی و بخار پز کمتر از سرخ کردن میتواند برای بدن مضر باشد

البته بایستی بدانیم اگر تعادل در تغذیه رعایت شود می توانیم از اکثر غذاها استفاده مفید ببریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/08ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

با شروع فصل پاييز انتظار سرماخوردگي و همه گيري آن را داريم بخصوص با آغاز سال تحصيلي و تجمع كودكان در مدارس بايد نكات مهمي را براي جلوگيري از اين بيماري به خاطر داشته باشيم

مطالعات جديد نشان مي دهد علت اصلي انتقال سرماخوردگي انتشار ويروس آن در فضا است و نه وجود سرما و يا گرماي بيش از حد و حتي در معرض هواي خنك بودن نيز احتمال ابتلا به سرماخوردگي را افزايش نميدهد.

نكته مهم ديگر اينست كه سرماخوردگي ارتباط مستقيم با ميزان رطوبت هوا دارد يعني هواي خشك و سرد باعث شانس بالاتر سرماخوردگي افراد ميشود و ميدانيم افزايش رطوبت هوا و بخور دادن  از ابتلا و شدت علائم بيماري مي كاهد.
همچنين ازدحام و تردد در مكان هاي شلوغ و سربسته  انتقال ويروس را بين افراد گسترش مي دهد.

از روشهاي متداول براي جلوگيري از انتشار اين ويروس شستن دستها با آب و صابون و ضد عفوني كردن سطوح قابل دسترس را ميتوان در اين مكانها پيشنهاد كرد.

بعضي از اين ويروسها به مدت سه ساعت بر روي پوست و سطوح ، زنده ميمانند و ضد عفوني كردن و شستشو با آب و صابون ميتواند راه موثري براي از بين بردن آن باشد.

مطالعات علمي بسياري براي يافتن بهترين روش براي جلوگيري از مبتلا شدن به اين بيماري در طول سال و گسترش آن در ميان مردم جوامع انجام شده است ، ولي مشكل اينجاست كه روش يكساني براي درمان و جلوگيري از اين بيماري وجود ندارد و هر فرد بنا به خصوصيات جسمي خود بايد از روش هاي خاص خود استفاده نمايد. و پيشگيري هنوز هم بهترين درمان است.

 تعداد زيادي از مطالعات هم از اين ايده حمايت ميكنند كه مكمل هاي ويتامين ث روش مناسبي براي جلوگيري از ابتلا به اين بيماري است اما موسسات بزرگ سلامتي درباره تاثيرويتامين ث در جلوگيري از مبتلا شدن به سرماخوردگي ابراز ترديد كرده اند  زيرا 25 % از مردم كه مبتلا به اين بيماري ميگردند علايم و نشانه هاي يكساني ندارند.

علت پديدار شدن علائم اين بيماري در بعضي از افراد و ظاهر نشدن آنها در افراد ديگر مطلب قابل بحثي است ولي تحقيقات اخير بيانگر اينست كه سيستم ايمني هر فرد نقش تعيين كننده اي در اين امر دارد.

به عنوان مثال فردي كه مبتلابه بيماري آسم است در مقابل ويروس سرماخوردگي آسيب پذيرتر مي باشد زيرا اين فرد توليد پروتين ضد ويروس در بدنش كمتر از يك فرد عادي است.

اين پروتئين كه در گلبولهاي قرمز خون توليد ميشود به ديواره ويروس چسبيده و به داخل آن نفوذ كرده و از تكثير آن در بدن جلوگيري ميكند.

متخصصين معتقدند افرادي كه سيستم ايمني مناسبي دارند كمتر علائم اين بيماري در آنها بروز مي كند و در مقابل اشخاصي كه داراي سيتم ايمني ضعيفي هستند غالبا درگير علائم و آثار اين بيماري هستند.

بطور كلي براي درمان سرماخوردگي روش واحدي پيشنهاد نشده است اما ميتوان بيان كرد كه با بالا بردن سيستم دفاعي بدن ميشود با اين بيماري بهتر و سريعتر مقابله كرد.

از راههاي مناسب براي تقويت سيستم ايمني، ورزش و فعاليتهاي بدني مناسب است.

همچنين مي توان از تغذيه، ميزان استرس و تغيير رويه زندگي  بعنوان ديگر نكات مهم در وضعيت سيستم ايمني اشاره كرد
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/22ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 


 

 طبق تحقيقات سازمان جهاني بهداشت در هر ‌٨ ثانيه يك نفر در دنيا به علت استعمال دخانيات جان خود را از دست مي‌دهد.

  نتايج تحقيقات حاكي از آن است چنانچه افراد در سنين نوجواني شروع به كشيدن سيگار كنند (بيش از ‌٧٠ درصد موارد سيگاري شدن در اين مرحله اتفاق مي‌افتد) و مدت ‌٢٠ سال يا بيشتر به اين عمل ادامه بدهند بين ‌٢٠ تا ‌٢٥ سال زودتر از افرادي كه به هيچ‌وجه در زندگي سيگار نكشيده‌اند، خواهند مرد.                                             تحقيقات نشان ميدهد حتي اگر افرادي كه در نزديكي فرديكه در حال سيگار كشيدن است باشند، درجاتي از آلودگي به ايشان منتقل مي شود(light smoker).

تنها سرطان ريه يا بيماريهاي قلبي پيامدهاي استعمال دخانيات نيست بلكه مجموعه‌اي از مسايل و مشكلات بهداشتي در ارتباط با مصرف مواد دخاني وجود دارد كه مي‌تواند به لحاظ شرايط جسماني و مقاومت ايمني در افراد سيگاري بروز مي‌كند،

برخي از آنها عبارتند از:

١- از دست دادن موها

با تضعيف سيستم ايمني افراد سيگاري در اثر مصرف مواد دخاني، بدن اين افراد مستعد ابتلا به انواع بيماريها از جمله «لوپوس اريتماتوز» مي‌شود كه اين بيماري مي‌تواند عامل از دست دادن موها، ايجاد زخم‌ در دهان، جوش‌هاي پوست روي صورت، سر و دست‌ها شود.

                             

٢ - آب مرواريد (كاتاراكت)و كوري چشم

افراد سيگاري ‌٤٠ درصد بيش از افراد ديگر در معرض ابتلا به آب مرواريد، كدر شدن عدسي چشم و ممانعت از عبور نور و در نهايت نابينايي هستند.اين افراد بعلت مشكلات عروقي عصب چشم در معرض خطر كوري مي باشند.

٣ - چين و چروك

استعمال دخانيات باعث از بين بردن پروتئين‌هاي انعطاف دهنده پوست مي‌شود؛ همچنين باعث تحليل بردن ويتامين A و محدود كردن جريان خون در عروق پوست مي‌گردد.

پوست افراد سيگاري خشك و داراي خطوط و چين خوردگي‌هاي ريزي در اطراف لبها و چشمهاست.

٤ - ضايعات شنوايي

افراد سيگاري ‌٣ برابر بيش از افراد غير سيگاري به عفونت گوش مياني دچار مي‌شوند.

٥ - سرطان پوست

افراد سيگاري ‌٢ برابر بيشتر از افراد غير سيگاري در معرض خطر ابتلا به نوعي سرطان پوست (پوسته پوسته شدن، برجستگي روي پوست) قرار دارند

٦ - فساد دندانها

افراد سيگاري ‌٥/١ مرتبه بيشتر از افراد غير سيگاري در معرض خطر از دست دادن زودرس دندانها هستند.

٧ - پوكي استخوان

منواكسيد كربن يكي از اصلي‌ترين گازهاي سمي در خروجي اگزوز اتومبيل و دود سيگار است، ميل تركيبي اين گاز با خون بسيار بالاتر از اكسيژن است. اين گاز باعث كاهش قدرت عمل اكسيژن در خون افراد سيگاري حرفه‌اي تا ‌١٥ درصد مي‌شود.

استخوان‌هاي افراد سيگاري تراكم خود را از دست داده و به راحتي شكسته مي‌شود همينطور زمان التيام يافتن و جوش خوردن آنها پس از شكستگي تا ‌٨٠ درصد افزايش پيدا مي‌كند.

٨ - بيماريهاي قلبي: سيگار يكي از مهمترين ريسك فاكتورهاي بيماري هاي قلبي بشمار مي رود

بيماريهاي قلبي ـ عروقي ناشي از استعمال دخانيات بيش از ‌٦٠٠ هزار نفر را در سال در كشورهاي توسعه يافته از بين مي‌رود استعمال دخانيات باعث افزايش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون، افزايش خطر ابتلا به فشار خون بالا و گرفتگي عروق و نهايتا ايجاد حمله قلبي و سكته مي‌شود.

٩ - زخم معده

استعمال دخانيات مقاومت معده را در برابر باكتريها پايين مي‌آورد؛ همچنين باعث تضعيف معده در خنثي سازي اسيد معده و مقاومت در برابر آن بعد از غذا خوردن و بر جاي ماندن باقيمانده اسيد در معده و در نتيجه تخريب ديواره آن مي‌شود.

               

زخم معده افراد سيگاري به سختي درمان مي‌شود و احتمالي بهبودي آن تا زماني كه فرد سيگاري اكثرا اندك است.بنابراين پزشكان توصيه مي كنند درمان زخمهاي گوارشي بدون ترك سيگار نتيجه قابل قبولي بدنبال ندارد.

١٠- تغيير رنگ انگشتان

قطران موجود در دود سيگار در اثر استعمال مستمر دخانيات روي انگشتان و ناخنها جمع شده و باعث تغيير رنگ آنها به قهوه‌اي مايل به زرد مي‌شود.

١١ - سرطان رحم و سقط جنين

استعمال دخانيات در دوران بارداري مي‌تواند باعث افزايش خطر زايمان نوزاد با وزن كم و بروز مسايل بهداشتي در آينده شود. سقط جنين در مادران سيگاري ‌٢ تا ‌٣ برابر بيشتر است

١٢ - تغيير شكل دادن سلولهاي جنسي در مردان

استعمال دخانيات باعث كاهش تعداد اسپرم و كاهش جريان خون در آلت تناسلي مردان و ناتواني جنسي در اين افراد مي‌شود. ناباروري جنسي در مردان سيگاري نيز متداول‌تر از افراد غير سيگاري است.

١٣ - سرطان

بيش از ‌٤٠ عنصر سرطانزا در دود سيگار وجود دارد احتمال سرطان ريه ‌٢٢ مرتبه بيشتر از افراد غير سيگاري است.

طبق تحقيقات بي شماري كه انجام شده است در صورت ادامه استعمال دخانيات توسط افراد سيگاري، احتمال مبتلا شدن آنها به انواع سرطان‌هاي ديگر از قبيل: زبان، دهان، غدد، بزاق و حلق (‌٦ تا ‌٢٧ برابر)، سرطان بيني (‌٢ مرتبه بيشتر)، گلو (‌١٢ مرتبه)، مري (‌٨ تا ‌١٠ برابر)، حنجره (‌١٠ تا ‌١٨ برابر)، معده (‌٢ تا ‌٣ برابر)، كليه (‌٥ برابر)، آلت تناسلي مرد (‌٢ تا ‌٣ برابر)، لوزالمعده (‌٢ تا ‌٥ برابر) مقعد (‌٥ تا ‌٦ مرتبه) وجود دارد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/17ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 


اضطراب شامل احساس عدم اطمينان، درماندگى و برانگيختگى فيزيولوژيكى است.   

  

       به‌طور كلى اضطراب يك احساس منتشر، بسيار ناخوشايند و اغلب مبهم دلواپسى است كه با يك يا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سينه، طپش قلب، تعريق، سردرد و غيره همراه است.

همه انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه مي‌كنند و طبيعى است كه مردم هنگام مواجهه با موقعيتهاى تهديدكننده و تنش‌زا مضطرب مي‌شوند،

اما احساس اضطراب شديد و مزمن در غياب علت واضح، امرى غيرعادى است.

بررسيها نشان مي‌دهد كه اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان كمتر است و در زنان، افراد كم‌درآمد و سالمندان بيشتر شايع مي‌باشد.


علائم و نشانه هاي اضطراب
عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن
ـ تنش
ـ احساس خستگى
ـ سرگيجه
ـ تكرر ادرار
ـ طپش قلب
ـ بي‌حالى
ـ تنگى نفس
ـ تعريق
ـ لرزش
ـ نگرانى و دلهره
ـ بي‌خوابى
ـ اشكال در تمركز حواس
ـ گوش به زنگ بودن
 

 

اضطراب مي تواند تاثير منفي روي اكثر ارگانهاي بدن بگذارد كه در حقيقت برخي علائم اضطراب ناشي از همين تاثيرات است در مدل زير به اختصار آمده است:

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/31ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

افزايش درجه حرارت محيط و يا بدن موجب اختلالات گسترده اي در بدن ميشود كه از يك ضعف و بيحالي، سردرد و تهوع گرفته تا تشنج ، نارسايي كليه و مرگ متفاوت است

تورم ناشي از گرما كه بيشتر در افرادي كه به آب و هواي گرم عادت ندارند، رخ مي دهد(معمولا در زنان و افراد مسن) و بصورت تورم پشت پا، و مچ پا متعاقب نشستن و ايستادن طولاني ودت اتفاق مي افتد. علت آن گشاد شدن رگها و تجمع خون در رگهاست.

اين حالت علامت بيماري خاصي نيست و به درمان نياز ندارد و با عادت كردن به گرما و بلند كردن پاها در حالت خوابيده برطرف ميشود.

گرفتگي عضلات: معمولا در جوانان بعد از فعاليت شديد اتفاق مي افتد و در اثر تعريق زياد ميباشد درمان شامل قرار گرفتن در محيط خنك و تجويز مايعات مناسب خوراكي يا تزريقي است توجه: از ماساژ دادن عضله در اين حالت بايد خودداري كرد.

غش و سنكوپ: دربرخي افراد بويژه مسن كه عادت به گرما ندارند ممكن است به علت از دست دادن مايعات و گشاد شدن عروق رخ دهد. درمان آن استراحت در هواي خنك و دادن مايعات خنك و بلند كردن پاها است.

ضعف و خستگي: به علت از دست دادن مايعات و نمكهاي بدن است كه علائم آن شديدتر از موارد بالاست و به مراقبت پزشكي نياز دارد.

گرمازدگي:

  heat strokeسيستم تنظيم درجه حرارت بدن از طريق تعادل در توليد و دفع گرما، دماي بدن را ثابت نگه مي دارد. حال اگر به هر دليلي ميزان توليد گرما بيش از دفع باشد، گرمازدگي بروز ميكند.گرمازدگي يكي از اورژانسهاي پزشكي بوده و در 20%موارد جوانان و 80% افراد مسن منجر به مرگ مي شود پس بايستي سريعا درمان شود.

فرد گرمازده اغلب خسته و گیج می شود و ممکن است دچار برخی علائم شاخص در گرما زدگی  اختلال در هوشیاری ، دمای بالای بدن که گاه تا ۴۱ درجه می رسد ، در شرایط حاد عدم تعرق  ، سردرد ، گرفتگی عضلات، پوست خشک و داغ ، تهوع یا استفراغ ، ، تشنج ، اختلالات ریتم قلب که میتواند منجر به سنکوپ گردد ، اختلال در تکلم و گاه هذیان ، رنگ پریدگی و افت فشار خون ، نبض ضعیف ، ، کاهش حجم ادرار.

آسیبهای حاصل از گرما به تناسب شدت آن به سه گروه تقسیم می شوند .

گرمازدگی خفیف   

گرمازدگی متوسط    

 گرمازدگی شدید

گرمازدگی خفیف

 این حالت وقتی پیش می آید که فردی به مدت طولانی در معرض حرارتی نسبتا بالا قرار گیرد. .

علایم آن اغلب به صورت: گرفتگی عضلانی، خستگی مفرط و گاهی سرگیجه و غش می باشد .

  کمکهای اولیه :

به فرد و مصدوم را به محل خنکی منتقل سازید.1-

محلول آب و نمک و شکر (۱ قاشق چایخوری نمک با ۸ قاشق چایخوری شکر در یک لیتر آب) بدهید .

    عضلات گرفته گرمازده را ماساژ ندهید.

   حوله مرطوب روی پیشانی و عضلات گرفتار مصدوم قرار دهید.

   اگر علایم بهبود نیافت یا وخیمتر شد مصدوم را به مرکز درمانی منتقل کنید.

  بیمار باید استراحت نماید و در صورت لزوم از پنکه برای خنک کردن او استفاده شود.

گرمازدگی متوسط :

 این حالت به دلیل قرار گرفتن فرد در معرض گرمای زیاد و فعالیت بدنی شدید در محیط، مثل: ملاحان، کشاورزان است درنهايت عدم هوشیاری است  علایم بصورت: سرگیجه تنفس سریع و سطحی، نبض كند ضعیف، ضعف و تعریق بدن و... .

 کمکهای اولیه

باید وی را به مکانی خنک مثل زیرسایه بان یا اتاق برده ، لباس های وی را از بدن خارج نمود .

مصدوم را وادار به دراز کشیدن کرده و پاهای او را بالا آورید .

بوسیله پارچه مرطوب و باد زدن و یا هر وسیله دیگر مصدوم را خنک کنید . از روشهای متداول برای خنک کردن فرد گرمازده استفاده از یک ملحفه نازک مرطوب است بهتر است ابتدا ملحفه را خیس کرده و روی بدن وی کشیده و هر چند دقیقه یکبار ملحفه را مرطوب کرده و یا تکان دادن ملحفه مرطوب موجب پائین آمدن دمای بیمار شوید تا بتدریج بدن فرد گرما زده خنک شود ...

  و پس از انجام اقدامات اولیه میبایست در صورت عدم بهبودی فرد گرمازده او را سریعا به مرکز درمانی منتقل سازید  

 گرمازدگی شدید :

این حالت بسیار خطرناک است بیشتر در روزهای گرم و مرطوب اتفاق می افتد .

   علایم :

 قیافه گرمازده، تب دار بوده، پوست گرم و خشک و تنفس سطحی و نبض ضعیف می شود . درجه حرارت بدن مصدوم افزایش یافته، عدم هوشیاری و احتمالا اغما و تشنج نیز جزو سایر علایم میباشند.

   اقدامات اولیه :

    تمام لباسهای مصدوم را درآورده و او را در حوله یا پارچه مرطوب قرار دهید . می توان مصدوم را داخل وان یا لگن آب سرد قرار داد .(مواظب باشید مصدوم غرق نشود) در مواقع حاد با تجویز و نظارت پزشک می توان از قرار دادن کیسه های یخ در کشاله ران زیر بغل زانو مچ دست و پا نیز استفاده کرد.

    اگر مریض دچار شوک است شوک را درمان کنید.

در صورت داشتن امکانات استحمام توجه کنید که استحمام با آب سرد ممکن است سبب شوک و مرگ بیمارشود ، لذا بهتر است با آبی که ۲ تا ۳ درجه خنک تر از دمای بدن بیمار باشد بیمار را خنک کرد تا وقتی که دمای بدن او به ۳۹ درجه سانتیگراد برسد                                                                                   به این نکته توجه داشته باشید که از گذاشتن بیمار در وان یخ بدون دستور مستقیم پزشک جدا خوداری کنید !

در این مواقع باید به بیمار مایعات خنک خورانده شود تا دمای بدن وی به حدود دمای طبیعی برسد . توجه داشته باشید تا پائین آمدن دمای بدن ، مرطوب کردن ملحفه و بدن را می باید ادامه داده و پس از انجام کمک های اولیه حتما باید فرد مصدوم را به مرکز فوریت های پزشکی رساند .

 چگونه از گرمازدگی پیشگیری کنیم

 پوشش افراد در دچار شدن انها به گرما زدگی بسیار تاثیر گذار است ! استفاده از البسه با زنگ روشن و خصوصا پنبه ای می تواند در حفاظت از جان شما موثر باشد !                                                             از پوشیدن لباسهای تنگ و یا دارای الیاف مصنوعی جدا خوداری نموده و سعی کنید تا میتوانید از پوشیدن لباسهای تیره خوداری نمائید . از پوشیدن لباسهای ضخیم و غیرقابل نفود در فصل گرما که مانع تبخیر عرق و دفع گرما می شود جدا خودداری نمائید.

 نوشیدن را هرگز فراموش نکنید  !! در زمان فعالیت شدید بدنی به قدر کافی مایعات بنوشید .

 میبایست توجه نمود که اگر مجبور به فعالیت سنگین در شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب به مدت طولانی هستید حتما میبایست برای احتمال دچار شدن به گرمازدگی دارای برنامه پیشگیری بوده و خصوصا با یک برنامه منظم سعی نمائید که بدن شما با فعالیت و شرایط سخت محیط کار خود امکان انطباق را پیدا نماید  .

 توجه داشته باشید در کارهایی که افراد در معرض گرمای مستقیم و یا تابش نور آفتاب قرار دارند همچون ، کارگاههای ساختمانی و یا فعالیت های ورزشی گروهی ، گرمازده شدن یکی از افراد به معنای هشدار جدی به تمامی کارگران و دوستانی است که سرگرم کار میباشند و می باید مسئولان در این مواقع اقدامات احتیاطی را برای بقیه افراد در نظر داشته باشند  .

میبایست توجه داشته باشید که اگر هوا گرم و خشک باشد و تهویه کافی هم وجود داشته باشد احتمال گرمازدگی به نسبت از محیطهای گرم و مرطوب و یا دارای سیستم تهویه نامناسب کمتر میباشد

داروهائی که فرد را مستعد گرمازدگی می کند باید با نظر پزشک معالج با داروهای دیگری جایگزین شود یا به طرز مناسب از آنها استفاده شود

بهترین نوشیدنی بی گمان آب میباشد و بهتر است همواره قبل از احساس تشنگی آب نوشید . توجه داشته باشید برای افرادی که دارای فعالیتهای سنگین بدنی هستند توصیه می شود که در برنامه غذایی خود از نمک و شکر و لیموی تازه به طور متناوب استفاده نمایند


+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/21ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

كمرويي در لغت به معناي وضعيت عدم آرامش در حضور جمع ميباشد.

از نقطه نظر متخصصان سلامت روان، كمرويي يكي از جدي ترين مسائل كودكان و نوجوانان و حتي بزرگسالان محسوب ميشود.هر چند از نظر اطرافيان فرد مشكل چنداني به حساب نمي آيد.فرد كمرو وخجالتي از رنج ناشي از نا امني و عدم كفايت در خود به دنياي درون خويش پناه ميبردكه باعث انواع اختلالات رواني-اجتماعي شده و كم كم شخص به صورت فردي ناشاد و بي كفايت از نظر اجتماعي تبديل خواهد شد.

كم رويي یک پدیده ی پیچیده ی روانی – اجتماعی است. کمرویی یک صفت یا ویژگی ارثی یا ژنتیکی نیست، بلکه اساساً در نتیجه ی روابط نادرست بین فردی و سازش نایافتگی های اجتماعی در مراحل اولیه  رشد، در خانه و مدرسه پدیدار می گردد.

با این که برخی از روان شناسان نظیر کتل بر این عقیده اند که بعضی افراد با زمینه یا «سندرم کمرویی»  متولد می شوند، اما باید توجه داشت که بحث درباره ی سندرم کمرویی و استعداد بیشتر بعضی از کودکان در ابتلا به کمرویی ، به معنای ارثی بودن کمرویی مثل رنگ چشم و پوست نیست.

بدیهی است کودکان کمرو عموماً متعلق به والدینی هستند که خودشان کمرویی دارند، لیکن این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان کمرویی را از طریق ژن های ناقل از والدین خود به ارث برده اند، بلکه اساساً بدین معناست که کمرویی را از آنها یاد گرفته اند.

آگاهي افراد از ميزان توانايي خويش اهميت دارد. اگر در شرايطي اين آگاهي كاهش يابد در زندگي فرد مشكلات فراواني بروز خواهد كرد  كه از جمله آنها كمرويي است.

كمرويي همواره با يك ناتواني از كنار آمدن با زندگي اجتماعي.خانوادگي وحرفه اي مشخص ميشود.در واقع يك فرد كمرو از انطباق خود با شرايطي كه به نظرش خطرناك مي آيند عاجز ميشوند.شخص خجالتي در حضور جمع وحشت زده است و به اين دليل ميترسد كه مورد قضاوت يا عدم قدر شناسي واقع شود.

 

نشانه هاي كمرويي:

-تنگي نفس يا انقباض عضلاني

-پاهاي لرزان

-خشك شدن بزاق دهان

-عرق كردن شديد

-سفت و سخت شدن بدن لرزش در پاها.دستها ولبها

-سرخ شدن يا رنگ پريدگي صورت

-تمايل به انزواي مطلق

-دلتنگي وخشم از خود و نفرت از خجالت

-بي تصميمي و افسردگي

-صحبت كردن سريع تر از معمول و سخنان خارج از كنترل

-احساس از همه حقير تر بودن(تفكر منفي)

-احساس مبهم در رابطه با گناهكار بودن نسبت به چيزي

-عدم اعتماد به نفس مانند عدم توانايي در پاسخ به يك تعارف

-ترس از مخالفت با نظرات ديگران يا بيان نقطه نظرات خود

-يك ترس دائم از مورد تمسخر قرار گرفتن

 

آثار اصلي كمرويي:

۱-آثار جسمي:

ترس:باعث گرفتگي در گلو يا در اطراف قلب و يك احساس خالي بودن در شكم ميشود.

دشواري در گفتار:يك نوع انقباض در قفسه سينه ايجاد ميشود كه در نتيجه آن سخن گفته شده ضعيف.لرزان و جسته گريخته ميشود.تارهاي صوتي كشيده و سخت ميشوند. تن صدا تغيير كرده و سخن با لكنت زبان و نا مفهوم گفته ميشود.

انقباضات عضلاني:شخص خجالتي اين باور را دارد كه ديگران به او نگاه ميكنند در نتيجه پاهايش سفت و سخت و در حين ورود به يك مكان دچار اشتباه ميشود(به اثاثيه برخورد ميكند.استكان را روي ميز واژگون ميكندو ….)

خستگي:احساس ضعف مفرط كه ناشي از همان انقباض عضلاني مي باشد.

كند شدن حواس:فرد خجالتي هوشياريش كم شده و نيز ادراك حسي او كاهش مي يابد به عنوان مثال يك فرد خجالتي كه ناگزير است در مقابل جمع صحبت كند اگر فردي به او نگاه كند در آن لحظه اين ترس فقط روي آن فرد متمركز ميشود و تنها آن فرد را ميبيند و توجهش بر روي اين عامل ترس جلب ميشود.به خاطر همين است كه سختران كمرو دائما فراموش ميكند كه قبلا به نكته اي اشاره كرده است يا نه.

اختلالات عروقي:باعث سرخ شدن يا رنگ پريدگي در ناحيه صورت ميشود كه علت آن انقباض يا انبساط رگهاست.

اختلالات ترشحي:ترشح بزاق متوقف شده ولبها شديدا خشك ميشوند.تعريق شديدي در كف دستها و زير بازوها به وجود مي آيد.

۲-آثار رواني:

يك فرد خجالتي دائما احساس دلهره دارد و از اين امر پروا دارد كه توسط ديگران دست كم گرفته شود.اين ترس او را مثل يك پروانه در قفس شيشه اي محدود ميكند.اگر از يك فرد خجالتي ولي با هوش سوالي شود غالبا خاموش مي ماند مثل اين است كه  او مات و مبهوت شده باشد.

در واقع او در آن موقع گنگ و گيج خواهد بود مغزش درست كار نميكند مي خواهد كار كند ولي نمي تواند و ترمز هاي محكمي او را در جا نگه ميدارد بنابراين در پس تعارفات خود را مخفي ميكند با مجبور به مبارزه نباشد.

 

علت كمرويي:

از نظر روانشناختي عواملي مانند احساس حقارت(ناچيز و منفور بودن)عزت نفس پايين.ترس وعدم توانايي مهارت در انطباق با محيط و تنبه و توهين شدن در دوران كودكي وجود دارند كه سبب بروز كمرويي ميشوند.

اغلب پرسيده ميشود كه آيا كمرويي اصولا قابل درمان است يا نه؟بله مطمئنا.اما زمانيكه به منشا اصلي آن پي برده شودو از ريشه بهبود يابد.

در بررسی علل کمرویی  به طور مشخص می بایست به شرایط و عوامل خانوادگی، ویژگی های شخصی و شخصیتی، نظام باورها و رفتارهای فردی، موقعیت های روانی و اجتماعی اشاره کرد.

محیط خانواده و تجارب اولیه ی کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه، اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت کودک دارد.

در این دوران الگوهای رفتاری بزرگسال، برنامه های تلویزیونی، نحوه و میزان ارتباطات عاطفی، کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگسالان خانواده بیشترین تأثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا به وجود آمدن اضطراب و کمرویی کودکان می تواند داشته باشد.

کمرویی در میان فرزندان اول خانواده و تک فرزندها بیش از سایر فرزندان خانواده دیده می شود؛ به خصوص زمانی که والدین قادر نباشند زمینه ی تربیت و رشد اجتماعی مطلوب و هماهنگ ایشان را مطابق با نیازهای عاطفی و اجتماعی آنان فراهم آورند.

به طور کلی در غالب موارد ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها با بزرگترها بیشتر همانند سازی می کنند و تمایل ایشان در برقراری ارتباط با بزرگسالان بیش از همسالانشان است.

به دیگر سخن ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها در برقراری ارتباط با همسالان و همکلاسی های خود بیشتر با مشکل مواجه می شوند تا با افراد بزرگسال، چرا که عموماً والدین انتظارت و توقعات متنوعی از تنها فرزند و یا فرزند اول خود دارند و به دلیل همین انتظارات فوق العاده، اعمال فشارهای روانی از طرف والدین و آرمان خواهی های فراوان ایشان و احساس ناتوانی این قبیل فرزندان در تحقق بخشیدن به خواست های والدین، به تدریج بعضاً دچار احساس بی کفایتی می شوند و خودپنداری بسیار ضعیفی پیدا می کنند و زمینه ی اضطراب  فراگیر و کمرویی در شخصیت ایشان نمایان می شود.

به خاطر چنین وضعیت عاطفی – روانی، از دست دادن احساس خود ارزشمندی و برخورداری از خودپنداری کمتر، در بعضی از موارد فرزندان اول در مقایسه با سایر فرزندان خانواده به توفیقات کمتری در پیشرفت تحصیلی دست می یابند.

مدرسه، به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه ی اجتماعی کودکان، می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کمرویی یا پرورش مهارت های اجتماعی آنان ایفا کند. متأسفانه در بسیاری از موارد کمرویی کودکان در محیط مدرسه و فضای کلاس درس تقویت می گردد و چنین رفتار ناخوشایندی در شخصیت کودک تثبیت می شود.

در غالب موارد، اولیای مدرسه رفتار انفعالی و آرام و سکوت مضطربانه ی کودک یا کودکان کمرو و ناتوان را به عنوان یک صفت پسندیده و ویژگی رفتاری مطلوب تلقی می نمایند، بعضاً با تأیید و تشویق  های خود، به طور مستقیم و غیرمستقیم سعی می کنند آن را تقویت نمایند. 

روشهاي مقابله با كمرويي:

-عقايد و باورهاي غلط خود را تصحيح نماييد.

-تفكيك آنچه حقيقتا هستيد از آنچه كه تصور ميكنيد(شناخت نقش واقعي خويش و دوري جستن از نقش خيالي) در واقع شناخت بهتر از خود ويا صادق بودن.

-به حال توجه كنيد و گذشته را فراموش كنيد.

-واقع بين باشيد واز زندگي در دنيايي كه براي خود ساخته ايد دست برداريد.

-سعي كنيد از انزوا و گوشه گيري دوري كنيد.

-با موقعيت هاي جديد سازگاري كنيد.

-سعي كنيد احساسات و عواطف خود را كنترل نماييد(از طريق استراحت.ورزش و مراقبتهاي دارويي)

-آهسته سخن گفتن.به نرمي اشاره كردن با سر و دست. با آرامش غذا خوردن را تمرين كنيد.

-ارتباط چهره به چهره داشته باشيد.

-در مقابل تمايل به تفكر منفي مقاومت كنيد.(سيستم تفكر جايگزين)

-سعي كنيد با آرامش و خونسردي شرايطي را كه قبلا براي شما غير قابل تحمل بوده كنترل كنيد.

-به جستجوي دوستان صميمي كه رفتار تحكم آميز نداشته و هيچ گاه از كمرويي شما سخن نميگويند بپردازيد.

-همان طور كه نقاط قوت خودتان را ميپذيريد نقاط ضعف خود را قبول كنيد.

-احساس مسئوليت كنيد.به آينده بنگريد و از فرصتها به نحو احسن استفاده كنيد.

-خوش بين باشيد و مثبت بينديشيد.مثلا به جاي گفتن خسته شدم بگوييد به استراحت بيشتري نياز دارم.

- سعي كنيد از كار كردن و انجام وظايف خود لذت ببريد.

- از مهارتهاي اجتماعي استفاده كنيد

-در صورت نياز با مشاوران و روان شناسان ارتباط برقرار كنيد.



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/18ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

همه ساله تعداد فراواني از مردم جهان از افسردگي رنج ميبرند كه دو نفر از هر سه نفر آنها، زن هستند. 21.3 درصد زنان و 12.7 درصد مردان در طول زندگي خود لا اقل يك بار به دام افسردگي شديد مي افتند.
برتري زنان از نظر تعداد مبتلايان به افسردگي ،موردي است كه در ميان تمام اقوام و مليتهاي جهان وجود دارد و مشخصا از نوع هم افسردگي تك قطبي (unipolar depression يك نوع افسردگي حاد و فاقد مرحله مانيك يا جنون) است.

زنان و مردان هر دو به يك اندازه به افسردگي دوقطبي يا bipolar كه همان مانيك است، مبتلا ميشوند و هنگام بروز افسردگي، زنان و مردان به يك شيوه تحت درمان قرار ميگيرند.

تاثير تفاوت جنسيت در افسردگي
تاثير تفاوت جنسيت در مستعد بودن به اافسردگي در سن 13 سالگي بروز ميكند. قبل از اين سن، پسران عملاً بيشتر از دختران در معرض ابتلا به افسردگي هستند.                                                           به نظر ميرسد كه طي چهار دهه بعد، كه سن باروري زنان است، افسردگي به يكي از رايجترين مشكلات زنان تبديل ميشود.
به گفته دكتر كنت كندلر (Kenneth Kendler) مدير بخش ژنتيك رواني و رفتاري دانشگاه ويرجينيا، وجود هزاران دو قلوي غير همسان (دو جنسي) بهترين نعمت خداداده و امكان طبيعي براي تحقيق بر روي تفاوتهاي جنسي است.

او تفاوتهاي معناداري در ميان زنان و مرداني كه در معرض اندكي فشار و مشكل ناراحت كننده قرار گرفته اند، يافته است. به گفته دكتر كندلر، "زنان داراي اين قابليت هستند كه در مقابل تنشهاي اندك، سريعتر وارد يك دوره افسردگي شوند."

بدن زنان در مقابل تنش و فشارهاي رواني واكنشي متفاوت از مردان نشان ميدهد.

در واقع در بدن آنها، فشارهاي روحي با آسيبهاي جسمي همراه ميشوند. ترشح هورمونهاي تنش زا در بدن آنان بيشتر است و از طرفي پروژسترون - هورمون جنسي زنانه - مانع كار سيستم متوقف كننده ترشح هورمون تنش زا ميشود.

قرار گرفتن بي وقفه در مقابل اين هورمون موجب كشته شدن سلولهاي مغز، به خصوص در ناحيه هيپو كامپ كه در سلامت حافظه نقشي تعيين كننده دارد، ميشود.


بزرگ كردن تجارب منفي
زنان نه تنها از نظر زيستي طوري ساخته شده اند كه ذاتا تجربيات منفي زندگي خود را بزرگ ميكنند، بلكه از لحاظ رواني نيز به اين صورت عمل ميكنند.

آنها موقعيتهاي ناراحت كننده، افكار و احساسات منفي و به خصوص مواردي كه به روابط آنان با جنس مخالف مربوط باشد را بارها و بارها در ذهن خود مرور ميكنند و در بسياري از موارد در گردابي از نا اميدي و ياس فرو مي افتند.

اين روش مقابله با موقعيتهاي ناگوار، زنان نالان و غمگين را به موجوداتي مبدل ميكند كه همراهي با آنان براي هيچ كس جالب نيست.

البته مردان هم براي مقابله با شرايط تنش زا روشهاي ناگواري دارند كه موجبات تك افتادگي آنان را فراهم ميكند

همانطور كه زنان دچار افسردگي ميشوند، مردان مستعد اعتياد به الكل و مواد مخدر و همچنين ابتلا به بيمارهاي جسمي (قلبي ) وناهنجاريهاي جامعه ستيزي هستند.


+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

 

چند روز گذشته يك مورد مشكوك به انفلوانزاي خوكي كه مربوط به يك نوجوان مقيم امريكا كه به ايران آمد بود گزارش شد و با اقدام به موقع شناسايي و پي گيري شد.

اين در حالي است كه طي ايام اخير ابتلا در كشورهاي مجاور هم ديده شده است. همچنين ابتلاحدود 80 نفر در كشور عربستان  كه زائران زيادي از ايران به آنجا ميروند گزارش شده است.  بنابراين خطر سرايت از طريق مسافرت به ايران وجود دارد.

اين بيماري كه ابتدا در مكزيك و امريكا شيوع پيدا كرد  تا كنون حدود بيست و هشت هزار مورد ابتلا  در هفتاد و چهار كشورگزارش شده و مرگ يكصد و چهل و يك نفر از بيماران مورد تاييد قرار گرفته است. و سازمان بهداشت جهاني هم اين بيماري را اپيدمي يا همه گير اعلام نموده است.

در گذشته، همه گيري گونه هاي مختلف آنفلوآنزا در جهان تلفات سنگيني را در پي داشته است پر تلفات ترين مورد ثبت شده به همه گيري آنفلوانزا در جهان به سال 1918 ارتباط دارد كه به مرگ حدود هفتاد ميليون نفر در نقاط مختلف جهان منجر شد.

اين بيماري نخست در ميان نظاميان  بروز كرد و به زودي، غير نظاميان در بسياري از كشورها را مبتلا ساخت.

علائم انفلوانزاي خوكي در ميان انسان ها به آنفلوانزاي انساني يعني تب، سرفه، گلودرد،   آبريزش بيني، تورم و قرمزي چشمها، سردرد ، احساس سرما و خستگي شباهت دارد. برخي از افراد نيز پس از مبتلا شدن به اين بيماري دچار اسهال و استفراغ مي‌شوند.

احتمالا انتقال اين ويروس از راه سرفه‌ و عطسه افراد آلوده رخ مي‌دهد. و اين ذرات در هوا معلق مانده يا روي اشياء مي نشينند و باعث آلودگي افراد سالم مي شوند. ابتلا در اثر تماس با خوكهاي بيمار و يا فرد آلوده به سالم اتفاق مي افتد.

دوره كمون يا نهفتگي بيماري 10-5 روز است. تاكنون واكسن موثري عليه اين گونه آنفلوانزا بدست نيامده و درمان دارويي وجود دارد(Tamiflu) .

اما بهترين درمان همان پيشگيري است.

براي پيشگيري از انتقال اين ويروس مي‌توان اين اقدامات را انجام داد: بيني و دهانتان را هنگام عطسه يا سرفه با دستمال كاغذي بپوشانيد.

دستمال كاغذي را پس از مصرف دور بيندازد. دست‌هايتان را به خصوص پس از عطسه و سرفه با آب و صابون بشوييد.

ژل‌هاي ضدعفوني‌كننده دست كه حاوي الكل هستند، نيز موثرند. از دست زدن چشم‌ها، بيني يا دهان پرهيز كنيد. چرا ويروس‌ها به اين طريق از دست آلوده شما به درون بدنتان منتقل مي‌شود.  سعي كنيد با افراد مبتلا به آنفلوآنزا تماس نزديك نداشته باشيد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 6:37 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

خواب رفتگي يا paresthesia احساس سوزش و خارشي ناخوشايند همراه با سوزن سوزن شدن عضو خواب رفته است كه غالبا در دست و پا ايجاد ميشود.
دليل معمول بروز چنين حالتي نشستن، تكيه كردن يا خوابيدن بر روي عضو است به طوريكه فشاري مداوم بر اعصاب اين عضو وارد شده يا جريان خون در اين منطقه مختل شود.

تغيير حالت دادن و خارج كردن عضو خواب رفته از حالت فشرده، معمولا اين حالت را از بين ميبرد. اما با برداشته شدن فشار و با برقرار شدن پيام رساني اعصاب به مغز و نخاع، ابتدا حالت بي حسي جاي خود را به درد و سوزش داده و سپس از بين ميرود.

در بعضي از موارد خواب رفتگي در اثر آسيب ديدگي عصب يا اختلالات خاصي در سيستم عصبي ايجاد ميشود.

اگر شما غالبا و يا به مدتهاي طولاني دچار خواب رفتگي اعضا ميشويد، حتما به پزشك مراجعه كنيد.

علائم
علائم خواب رفتگي كه معمولا در دست و پا رخ ميدهد عبارتند از :

• در ابتدا عضو دچار بي حسي و سنگيني ميشود
• پوست عضو خواب رفته سوزن سوزن شده و به خارش مي افتد
• اين عوارض پس از بازگشت بدن به حالت عادي، در عرض چند دقيقه برطرف ميشود

تعدادي از دلايل عمده
• وارد شدن فشار بر روي عصب
• كاهش مقدار خون موجود در عضو
• آسيب ديدگي عصب
• تنفس سريع (نفس نفس زدن)
• متاثر شدن اعصاب از ماده اي سمي، مانند الكل يا سرب
• عارضه جانبي بعضي از داروها
• ديابت (بيماري قند)
• تصلب بافتهاي عصبي يا multiple sclerosis
• كم كاري تيروئيد
• سكته ناقص

• سكته


خواب رفتگي بر اثر فشار
اطلاعات دريافت شده از محيط، توسط اعصاب پيراموني بدن به مغز و نخاع فرستاده ميشود. هنگامي كه يك عصب حسي به دليل قرار گرفتن در يك حالت تنگ و ناراحت تحت فشار قرار گيرد، از كارايي آن كاسته ميشود. اگر اين فشار ادامه يابد، عضو درگير دچار خواب رفتگي ميشود، به اين معنا كه پيامهاي حسي قطع ميشوند.

به محض آنكه فشار از عصب برداشته شود، كار خود را از سر ميگيرد. حالت ناخوشايند سوزن سوزن شدن، در اثر فرستاده شدن ناگهاني پيامهاي متعدد درد از عصب به مغز است. اعصاب ديگري كه در اين وضعيت تحت فشار قرار گرفته بودند، از جمله عصبهاي تشخيص دهنده دما، براي بازگشت به حالت اوليه به زمان بيشتري نياز دارند.

فشردگي شديد عصب
رگهاي عصبي نيز ميتوانند در اثر گير افتادن ميان استخوانها يا بافتهاي ديگر تحت فشار شديد قرار بگيرند. براي مثال :

• سندرم تونل مچ دست :                                                                                           عصب اصلي دست از ميان حلقه اي متشكل از استخوانهاي مچ ميگذرد. وجود تاندونهايي كه غشايي ملتهب و متورم داشته باشند، فضاي اين تونل را تنگ كرده و عصب را به شدت فشار ميدهند. نشانه هاي اين مشكل شامل حالت خواب رفتگي، درد و ضعف دست است.


• آسيب ديدگي ريشه عصب گردن:                                                                           اعصاب گردن از درون سوراخهاي كوچك موجود در ميان مهره ها خارج ميشوند.فضاي اين سوراخها ميتواند در اثر التهاب، آسيب دبدگي يا رشد بيش از حد بافت استخواني، كوچك شود و در نتيجه عصبي كه از آن عبور ميكند به شدت تحت فشار قرار ميگيرد. در اين حالت احساس خواب رفتگي در گردن ايجاد شده و موجب بروز درد جابجا شده در بازوها ميشود.

• سياتيك - عصب سياتيك:                                                                                         عصب اصلي پا است كه به صورت چهار شاخه عصبي از ميان مهره هاي بخش پاييني ستون مهره ها خارج ميشود. هر مهره توسط ديسك هايي غضروفي محافظت ميشود. افتادگي يا جابجايي اين ديسك موجب برآمدگي در مسير عصب و فشردگي آن ميشود، اين حالت علاوه بر ايجاد احساس خواب رفتگي در محل، ميتواند موجب بروز درد جابجا شده در پا شود.

التهاب عصبي
التهاب عصبي يا ورم رشته هاي عصبي، دلايل متعددي دارد كه رايج ترين آنها از اين قرارند :

• الكل - مصرف مداوم و بيش از حد الكل ميتواند موجب مسموميت اعصاب شده و وضعيتي را به وجود آورد كه پريفرال نوروپاتي peripheral neuropathy (بيماري اعصاب پيراموني) نام دارد و بارزترين نشانه آن خواب رفتگي در اعضا است.

• سندروم گيلين باره (Guillain-Barre) - حالتي كه به احتمال فراوان در اثر عفونت ويروسي ايجاد ميشود و اعصاب پيراموني را تحت تاثير قرار داده، موجب درد و بي حسي در عضو ميشود.

• كم خوني خطرناك (Pernicious anemia) - كاهش يا عدم كارايي ويتامين B12 موجب كند شدن روند توليد گلبول قرمز شده و عملكرد نخاع را تحت الشعاع قرار ميدهد.

بيماري عصب
علامت مشخصه بيماري عصب يا نوروپاتي، عدم وجود رابطه اطلاعاتي حسي بين عصب و مغز است كه در اثر آسيب ديدگي عصب حسي ايجاد ميشود.براي مثال، شخص دچار نوروپاتي ممكن است درد را در حد معمول آن حس نكند و يا اصلا احساس درد نداشته باشد. شرايطي كه ميتوانند موجب بروز چنين آسيبهايي شوند از اين قرارند :

• قطع شدن نخاع
• بيماري قند
• نوروپاتي حسي ارثي
• قرار گرفتن در معرض داروهاي خاص يا فلزات سنگيني چون سرب
• مصرف مداوم و بيش از حد الكل
پيگيري پزشكي
بروز هر از گاه حالت خواب رفتگي، مورد نگران كننده اي نيست. اما خواب رفتگي مزمن ميتواند نشانه يك مشكل اساسي باشد. اگر بيش از حد يا در فواصل كوتاه دچار خواب رفتگي اعضا ميشود، به پزشك مراجعه كرده و از او بخواهيد تا از شما يك معاينه كامل به عمل آورد.
روشهاي درمان

درمان خواب رفتگي ارتباط مستقيمي با دليل بروز آن دارد و در هر مورد متفاوت است. براي مثال، سندرم تونل مچ دست، با مصرف داروهاي ضد التهاب و ادرار آور، استراحت و بستن مچ با نوارهاي كشي مخصوص بهبود ميابد. مشكل عصبي كه در ميان استخوان يا بافتهاي ديگر فشرده شده باشد ممكن است با فيزيوتراپي برطرف شود يا براي رفع آن به جراحي نياز باشد.

شرايط نامحسوسي چون بيماري قند، بايد به طور جدي و با دقت كنترل شود تا مشكلات جانبي اين بيماري كاهش يابند. نشانه هاي التهاب عصبي و آسيب ديدگي عصب كه در اثر مصرف الكل بروز ميكنند نيز، معمولا با عدم مصرف الكل، بهبود خواهد يافت.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/02ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

الگوهاي معيني كه براي برقراري ارتباط با كودكان بكار مي‎رود تقريباً هميشه متناقض هستند، يعني بر عكس هدف و منظور ما نتيجه مي‎دهند،

اين الگوها نه تنها ما را در دستيابي به اهداف دراز مدتمان ياري نمي‎كنند بلكه غالباً خرابكاري هم در خانه بوجود مي‎آورند. الگوهاي متناقض در تربيت كودك شامل اين موارد مي‎شود:

تهديدها، رشوه‎ها، وعده‎ها، سخنان نيش دار و طعنه‎آميز، موعظه وسخنراني درباره دروغگويي ودزدي و آموزش ادب با بي‎ادبي و بي‎احترامي

تهديدها

وقتي كودكان را تهديد مي‎كنيم، در واقع آنان را دعوت مي‎كنيم كه عمل ممنوع شده را دوباره انجام دهند.

«وقتي به كودك مي‎گوييم: اگر تو يكبار ديگر آن كار را انجام بدهي ...» او واژه‎هاي اگر تو را نمي‎شنود، او فقط اين قسمت از حرف ما را مي‎شنود كه «يكبار ديگر آن كار را انجام بده.» بعضي وقت‎ها، كودك اين گفته را اين گونه تفسير مي‎كند:

«مادر انتظار دارد كه من يكبار ديگر اين كار را انجام بدهم، وگرنه نااميد خواهد شد».

اين قبيل هشدارها كه شايد از نظر بزرگسال‎ها معقول باشند، نه تنها دردي را دوا نمي‎كنند، بلكه كار را بدتر هم مي‎كنند. با اين قبيل هشدارها مي‎توان اطمينان داشت كه آن عمل مخرب و نفرت انگيز دوباره انجام خواهد شد.

هشدار، خود مختاري كودك را به مبارزه دعوت مي‎كند، اگر كودك نسبت به خودش احترام قائل باشد، بايستي دوباره نافرماني كند تا بخودش وبه ديگران نشان دهد كه آدم بزدل و ترسويي نيست.

رشوه ها

نوعي از برخورد هم هست كه در آن، به طور آشكار به كودك گفته مي‎شود كه اگر كاري را انجام دهد يا ندهد، آن وقت به او پاداش خواهند داد. اين نوع برخورد نيز همچون برخورد قبلي متناقض است:

«اگر با برادر كوچكت خوب باشي، آن وقت تو را به سينما خواهم برد.»

اين طرز برخورد «اگر ـ آن وقت» ممكن است كودك را گاهي براي رسيدن به اهداف فوري وكوتاه مدت تحريك كند. اما بندرت اتفاق مي‎افتد كه اين نوع برخورد كودك را به سوي تلاش‎هاي پيگير و طولاني مدت سوق دهد.

گفتار ما به او مي‎فهماند كه ما به توانايي او براي تغيير يافتن وبهتر شدن شك داريم. «اگر تو با برادر كوچكت خوب باشي» يعني اينكه «ما يقين نداريم كه تو بتواني با برادرت خوب باشي».

يادداشت‎هايي كه به عنوان رشوه به كودك داده مي‎شوند، از لحاظ اخلاقي ايراد دارند. اين نوع روش ممكن است به زودي به داد وستد و رشوه‎گيري منجر شود و از كودك يك معامله‎گر بسازد،

معامله‎گري كه درقبال كارهاي «مثبت» و رفتارهاي «خوب» خود تقاضاي پاداش و اضافه حقوق دارد.

برخي والدين در برابر كودكانشان چنان مقيد شده‎اند كه جرات ندارند دست خالي به خانه بيايند، پاداش‎ها آنگاه كه از قبل خبر داده نشوند وكودك را غافلگير كنند، و آنگاه كه نشانگر درك، شناخت و قدرداني والدين باشند، مفيدتر خواهند بود و لذت بيشتري خواهند داشت.

وعده ها

به كودكان بايد نه وعده داد و نه وعده از آن‎ها گرفت. چرا وعده گرفتن و وعده دادن اين چنين منع مي‎شوند؟

به اين دليل كه روابط ما با فرزندانمان بايستي براساس اعتماد و اطمينان باشد. وقتي پدر و يا مادر براي تاييد گفته خود مجبور است وعده بدهد، يعني دارد اقرار مي‎كند كه گفته «وعده داده نشده‎اش» اعتبار ندارد وقابل اعتماد نيست.

وعده باعث مي‎شود كه توقعات غير واقعي در كودكان بوجود بيايد. وقتي به كودك وعده داده مي‎شود كه او را به گردش ببرند، او آن وعده را يك تعهد به حساب مي‎آورد و فكر مي‎كند براساس اين تعهد، در روز موعود نه باران خواهد باريد، نه اتومبيل ايراد پيدا خواهد كرد و ...

و از آنجا كه زندگي سرشار از حوادث ناگوار و غيره منتظره است، كودكان احساس خواهند كرد كه به آن‎ها خيانت شده و متقاعد خواهند شد كه به والدين نمي‎توان اعتماد كرد.

سخنان نيش‎دار و طعنه‎آميز

پدر و مادري كه در استفاده از سخنان نيش‎دار و طعنه‎آميز استعداد ذاتي دارد، خطر و تهديدي جدي براي سلامت رواني كودك به حساب مي‎آيد، و بيان اين واژه‎ها مانعي در برابر ايجاد ارتباط موثر برقرار مي‎كند و مانع از پديد آمدن رابطه‎اي مثبت بين پدر و يا مادر با كودك مي‎شود.

و اين پدر و مادر آگاه نيست كه با اين اظهار نظرهاي توهين‎آميز، كودك را تحريك كرده وذهن او را از نقشه‎هاي خيالي انتقام پر مي‎سازد.

سياستي در مورد دروغگويي

وقتي كودكان دروغ مي گويند، والدين از خشم برافروخته مي‎شوند، بخصوص وقتي كه دروغ آشكار است و دروغگو بي‎تجربه، گاهي اوقات كودكان بدين خاطر دروغ مي‎گويند كه اجازه ندارند حقيقت را بر زبان بياورند.

ما اگر مي‎خواهيم راست‎گويي و صداقت را به كودك ياد بدهيم، پس بايد براي گوش دادن به حقايق تلخ به همان اندازه حقايق دلپسند زمينه داشته باشيم. اگر قرار است كودك صادق و راستگو بار بيايد.

پس نبايد او را تشويق و تحريك كرد كه درباره احساساتش دروغ بگويد،

حال اين احساسات چه مثبت باشند، چه منفي و چه دمدمي مزاجي. كودك از واكنش‎هايي كه ما در برابر احساسات بيان شده او نشان مي‎دهيم، ياد مي‎گيرد كه آيا صداقت وراستگويي بهترين است يا نه.

دزدي

براي بچه هاي خردسال، به خانه آوردن چيزهايي كه مال خودشان نيست، امري عادي به حساب مي‎آيد. وقتي «دزدي»، كشف مي‎شود،

اين نكته اهميت دارد كه از نصيحت كردن و نمايش اجرا كردن پرهيز كنيم.

كودكي را كه دزدي كرده است مي‎توان بدون اهانت به شخصيت او، به راه راست هدايت كرد، با لحني ملايم ومحكم به او بگوييم:

«اين عروسك مال يك نفر ديگر است، ببر و به خودش بده».

اين نكته مهم است كه از «دزد» و «دروغگو» ناميدن كودك پرهيز كنيم ويا براي او پيشگويي نكنيم كه آخر و عاقبت بدي در انتظارش هست.

آموزش ادب با بي ادبي يا مودبانه؟

ادب، هم يك صفت شخصيتي است و هم يك مهارت اجتماعي، ادب از اين طريق كسب مي‎شود كه كودكان با والدين خود همانندي كنند ونيز از راه تقليد از والدين بدست مي‎آيد.

تحت تمام شرايط، ادب بايد مودبانه به كودك آموخته شود. با اين حال، والدين بارها و بارها ادب را با بي‎ادبي و بي‎احترامي به كودك ياد مي‎دهند. وقتي كودك فراموش مي‎كند كه بگويد «متشكرم» والدين آن را در حضور ديگران به او گوشزد مي‎كنند، كه اين كار خودش بي‎احترامي است.

اگر به كودك بگوييم كه بي‎ادب است، هر مقصود خوبي هم كه داشته باشيم كاري از پيش نخواهيم برد، بر خلاف آنچه كه ما بدان اميد داريم،

اين نوع برخورد، كودك را به سوي بي‎ادب بودن سوق مي‎دهد،

خطر اين است كه كودك ارزيابي ما را مبني بر بي‎ادب بودنش خواهد پذيرفت و در ساختن تصويري از خود بخشي را به اين ارزيابي اختصاص خواهد داد. هر بار كه فكر كند پسر بي‎ادبي است، از اين تصوير پيروي خواهد كرد. فقط براي پسر بچه‎هاي بي‎ادب طبيعي است كه بي ادبانه رفتار كنند.


+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/30ساعت 1:33 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 


محققين مركز پزشكي دانشگاه دوك (Duke)، ناحيه اي را در مغز انسان شناسايي كرده اند كه با بررسي آن مي توان احساس خودخواهي يا نوع دوستي را در افراد مختلف پيش بيني نمود.

دكتر اسكات اي هوتل (Scott A. Huettel)، متخصص عصب شناسي از مركز تجزيه و تحليل مغز دانشگاه دوك در اين باره اظهار داشته است :

"هر چند ممكن است بررسي عملكرد اين ناحيه از مغز لزوما براي اين سئوال كه چه دليلي سبب مي شود شخصيت برخي افراد مانند 'مادر ترزا' شود، جوابي نيابد؛ اما كليدهايي جهت يافتن منشاء رفتارهاي اجتماعي مانند نوعدوستي را در اختيار ما قرار خواهد داد."

دارول تنكرسلي (Dharol Tankersley) از فارغ التحصيلان و شاگردان هوتل كه مديريت تحقيقات جديد را عهده دار است، در اين باره مي گويد :

"نوعدوستي در حقيقت خصوصيتي است كه در آن افراد رفاه و آسايش ديگران را بر خود ترجيح مي دهند، اما اين نكته كه چرا برخي از افراد چنين روندي را برمي گزينند، بدون جواب باقي مانده است."

در مطالعات اخير انجام شده كه در نشريه آنلاين Nature Neuroscience منتشر شده است، محققين از روش (fMRI (functional magnetic resonance imaging استفاده نموده اند و مغز 45 نفر را در دو حالت مختلف، يكي حالتي كه خود مشغول انجام بازي هاي كامپيوتري هستند و ديگري زماني كه به تماشاي يك بازي كه توسط كامپيوتر انجام مي شود، مي پردازند، اسكن نموده اند.

تنكرسلي معتقد است ناحيه اي در پشت مغز كه شكاف هاي موقتي را در بر مي گيرد، زماني كه افراد مشغول تماشاي عملي هستند، فعاليت بيشتري در مقايسه با زماني كه خود شخص آن كار را انجام مي دهد، دارد.
 اين ناحيه همانطور كه اشاره شد در بخش بالايي پشت مغز قرار دارد
و معمولا هنگامي كه مغز در صدد كشف و شناسايي روابط اجتماعي افراد است، فعال مي گردد.
در ادامه آزمايشات، ميزان نوع دوستي افراد شركت كننده از روي پاسخ هايشان به اين سئوال كه چند مدت يك بار خود را درگير فعاليت هايي به منظور كمك رساندن به ديگران مي نمايند، تعيين شده است. نتايج اسكن هاي fMRI نشان داده كه فعاليت اين بخش از مغز به شدت بر روي قوت و ضعف رفتارهاي نوع دوستانه، تاثير گذار است.

محققين بر اين باورند كه منشاء رفتارهاي نوع دوستانه، احتمالا بيش از نحوه عملكرد آنها در زندگي، به نوع نگرش افراد به دنيا بستگي دارد.

تنكرسلي در اين باره مي گويد: "ما معتقديم كه قدرت درك رفتارهاي ديگران در افزايش حس نوع دوستي تاثير گذار است."

در عين حال به عقيده متخصصين مطالعه و بررسي سيستم مغز كه به افراد اجازه مي دهد دنيا را به عنوان مجموعه اي از فعل و انفعالات معني دار بنگرند، در آينده منجر به درك و شناخت بيش از پيش اختلالاتي چون توهم گرايي و رفتارهاي ضد اجتماعي، خواهد شد.

طبق اظهارات تنكرسلي تيم تحقيقاتي فوق بيشتر بر روي پيشرفت هاي اين ناحيه از مغز در سنين كودكي پرداخته تا بتواند به پاسخ اين سئوال كه:
 چگونه تمايلات نوع دوستانه در افراد پايه گذاري مي شود، دست يابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/28ساعت 8:17 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

كسانيكه تفريحي يا به طور مداوم كوكايين مصرف مي كنند پس از ترك اين ماده مخدر ناخودآگاه به ياد دوران اعتياد خود افتاده و دوباره بي اختيار به سمت آن كشيده مي شوند.

علت اصلي تمايل شديد مصرف كنندگان كوكايين به بازگشت مجدد به آن وضعيت هم اكنون شناسايي شده است و اين امر مي تواند در بهبودي و ترك كامل معتادان تاثير بسياري داشته باشد.
مصرف كوكايين موجب توليد ماده اي به نام دوپامين (dopamine) در قسمت مركزي مغز (عقده هاي قاعده اي) مي شود كه احساس شادي و رضايتمندي را در بدن كنترل مي كند  و در پي آن آنزيم هايي توليد مي شود كه حس با ارزش و با اهميت بودن را در معتادين به كوكايين ايجاد مي كند.
اين امر موجب مي شود تا تمايل افرادي كه حتي به طور تفريحي كوكايين مصرف مي كنند به آن به شدت افزايش يافته و مصرف كنندگان پس از هر بار ترك دوباره بدان روي آورند.
در يك تحقيق عكسبرداري از مغز هجده معتاد به كوكايين در زمان ديدن يك فيلم چهل دقيقه اي كه در مورد خريد و توليد ماده اي همانند كوكايين توسط مردم بود، نشان داد كه:
 مغز اين افراد مقدار بيشتري دوپامين نسبت به زمان عادي توليد كرد اين تحقيق نشان مي دهد:


 دوپامين به طور مداوم موجب تحريك گيرنده هاي عصبي مغز شده و تمايل افراد را به مصرف مجدد كوكايين به شدت افزايش مي دهد.
شناسايي تاثير كوكايين بر مغز و علت بازگشت مجدد مصرف كنندگان به اين ماده مخدر راههاي جديدي را پيش روي محققين براي يافتن روش هاي قطعي ترك معتادين گذارده است.


+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

وظيفه اصلي چشم انسان، بينايي است اما برخي بيماريها مي توانند علايمي در چشم انسان نشان دهند مثلا در بيماري هپاتيت يا همان يرقان؛ سفيدي چشم به رنگ زرد متمايل مي شود(ايكتر)

يا در بيماري مسموميت با فلزات سنگين (مسموميت با سرب) ميتوان علايمي در سفيدي چشم پيدا كرد و ...

دانشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه با دقت و توجه كافي به حالت چشم ها ميتوان وجود بيماريهاي خطرناك در انسان را تشخيص داد.
به طور سنتي با آزمايشاتي كه از چشم به عمل ميايد ميتوان مشكلات بينايي را تشخيص داده و به معالجه آنها پرداخت.
اما پرفسور امانوئل روزن از كلينك بينائي در منچستر انگلستان ميگويد: با استفاده از دستگاه بينايي سنجي كمتر از سه دقيقه ميتوان علائم اوليه ابتلا به امراضي مانند بيماريهاي قلبي ، سرطان و ديابت را تشخيص داده و به بيماران مبتلا كمك نمود.

وي ميگويد چشم انسان هشدار دهنده اوليه قبل از بروز بيماري ميباشد زيرا رگهاي خوني چشم ها بازتاب كوچكي از سيستم گردش خون در بدن است.

براي مثال گرفتگي شريانهاي چشم به احتمال زياد مشخص كننده گرفتگي شريانها در قسمتهاي ديگري از بدن ميباشد.

شروع سرطان خون نيز ميتواند با پارگي و خونريزي هاي سطحي رگهاي خوني چشم آغاز شود كه اين مورد نيز يكي از علائم ابتلا به بيماري ديابت است كه سبب كوري ميگردد.

تورم اعصاب چشم و وجود لكه هاي خون در روي شبكيه نيز از علائم اوليه تومور مغزي ميباشد . فشار خون بالا ميتواند به رگهاي خوني چشم آسيب رسانده و سبب پارگي و خونريزي آنها گردد.

پرفسور روزن توانست پس از معاينه چشمان يكي از بيمارانش ابتلا به سرطان سينه را در وي تشخيص دهد زيرا پشت چشم هاي اين خانم تورم زيادي داشت كه اين علامت نشانه سرطان سينه از نوع درجه دو ميباشد.
شبكيه قسمت حساس چشم است كه تصاوير روي آن منعكس ميگردد و اعصاب بينايي در اين قسمت قرار دارد كه به مغز و سيستم مركزي اعصاب مرتبط است بنابراين هر گونه تغيير در شبكيه بيانگر تغيير در ساير قسمت هاي بدن نيز خواهد بود.


+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/17ساعت 10:53 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

فرستادن كودك به اتاق خواب و تنظيم ساعت خواب او در سنين پيش از دبستان، تجربه نسبتا سختي براي والدين است.

رابين گودمن (Robin Goodman) روانشناس كودكان در اين زمينه نكاتي را جهت دستيابي به يك روش مناسب در كودكان 3 تا 5 سال پيشنهاد كرده است كه در ادامه مي خوانيد.

ساعت خواب ثابت براي كودكتان در نظر بگيريد

- ساعت خواب كودكان بايد ثابت باشد، يك ساعت خاص را در نظر بگيريد، اولين بار كودك خود را در آن ساعت روانه تختخواب نماييد و شب هاي ديگر، حتي تعطيلات آخر هفته آن ساعت را معيار فرا رسيدن زمان خواب كودكتان قرار دهيد. براي بيدار شدن از خواب نيز همين رويه را ادامه دهيد. توجه داشته باشيد هر قدر كودكتان زودتر از خواب بر خيزد بهتر است، زيرا شب زودتر خسته مي شود و در ساعت مقرر به آساني به خواب مي رود.

- نوع فعاليت كودك در طول روز، بر خواب شب او تاثير مستقيم دارد

 كودكان و نوجوانان در صورتي كه در هواي آزاد قرار بگيرند و فعاليت هاي فيزيكي انجام دهند، بسيار راحت تر به خواب مي روند. بنابراين سعي كنيد تا حد امكان در برنامه روزانه كودكتان فعاليت هاي فيزيكي را نيز بگنجانيد.

- بهترين زمان براي خوابيدن كودك را در نظر داشته باشيد

، به تدريج با نزديك شدن به ساعت مورد نظر، كودك احساس خواب آلودگي كرده و براي به خواب رفتن كاملا آماده مي گردد.

- ويژگي هاي فردي كودكتان را بشناسيد

، مهم اين نيست كه كودكان را وادار كنيم تعداد ساعت مشخصي بخوابند، بلكه نكته مهم تر اين است كه كودك در آن زمان به خواب عميق فرو رفته و به استراحت بپردازد.

او را تنها بگذاريد

- در نظر داشته باشيد كه پس از فرا رسيدن ساعت خواب كودك، بد نيست او را براي مدتي تنها بگذاريد تا در آرامش به خواب رود. لزومي ندارد والدين تا به خواب رفتن كامل كودك در كنار او باشند. هر كودك نياز به يادگرفتن اين نكته دارد كه چگونه بايد به تنهايي بخوابد.


روشي مناسب را به كار گيريد

- در برخي از كودكان شما مي توانيد به سادگي با گفتن اين جمله كه "پانزده دقيقه بيشتر به وقت خواب باقي نمانده، وقت آماده شدن براي رفتن به رختخواب است" كودكتان را روانه اتاق خواب نماييد.

- مراحل مختلفي را براي دستيابي به روش مناسب دنبال كنيد

، براي مثال كارهاي زير را درنظر بگيريد: پس از حمام گرفتن، كودك يك كتاب داستان را انتخاب مي كند، پدر يا مادر بر روي صندلي هميشگي مي نشيند. در پايان، ماجرا با بوسيدن و در آغوش گرفتن كودك و خاموش كردن چراغ اتاق پايان مي يابد.


- اين كار را ادامه دهيد،

استفاده از يك روش ثابت منجر به تغيير عادت كودك مي شود. خوابيدن نيز عادتي است كه كودك بايد آن را بياموزد و با تكرار اين كار در خوابيدن مهارت پيدا مي كند.

- دقت داشته باشيد كه هيچگاه يك روش ثابت در كودكان مختلف به يك نتيجه واحد نمي انجامد، هر كودكي روش خاصي نياز دارد. والدين بايد با شناخت كامل كودك خود، طريقه مناسب را بيابند. اگر يك روش جواب نداد، آن را تغيير دهيد.

مكان مناسب خواب كودك را فراهم كنيد

- بهترين روش اين است كه از قرار دادن وسايل الكترونيك مانند كامپيوتر، تلويزيون يا بازي هاي ويديويي در اتاق خواب كودك اجتناب كنيد.

- قبل از خواب اجازه ندهيد

كودكتان خوراكي هاي محركي كه مانع خواب او مي شوند مانند شكلات و امثال آن را مصرف كند، بهتر است از ديدن فيلم ترسناك و تحرك بيش از اندازه كودك پيش از خواب نيز بپرهيزيد.


- اتاق خواب كودك را از اسباب بازي پر نكنيد.


- به خواسته هاي كودكتان در اين مورد توجه كنيد و آنها را رعايت كنيد. برخي كودكان چراغ خواب دوست دارند، برخي ترجيح مي دهند درب اتاق نيمه باز بماند يا حتي شخصيت كارتوني يا عروسك مورد علاقه شان را با خود به رختخواب ببرند.

از عادات بد اجتناب كنيد

- هيچگاه به تختخواب رفتن و خوابيدن را به عنوان تنبيه در مورد كودك به كار نگيريد. در مواقع لزوم استفاده از جمله " خوب ... ديگر كافي است، وقت خواب فرا رسيده " بسيار مناسب تر از جملات تهديد آميزي چون : "اگر بلافاصله دست از اين كار برنداري، مجبور مي شوي به تختخواب بروي " خواهد بود.

- از به خواب رفتن در تختخواب كودكتان بپرهيزيد،

زيرا ممكن است او نيمه شب به ناگهان از خواب برخيزد و با ديدن شما در كنار خود هراسان شود.


- هيچگاه كودك را تشويق نكنيد در تختخواب شما بخوابد

زيرا ممكن است اين كار براي او عادت شود. به جز در موارد استثنايي كه كودك با مشكلي مانند بيماري، تب و يا كابوس هاي شبانه روبرو شده، به او تلقين كنيد كه بهترين و راحت ترين جا براي خوابيدن تختخواب خودش است. به طور كلي هر كودك بايد ياد بگيرد چگونه در تختخواب خودش بخوابد.


اگر كودك نيمه هاي شب از خواب پريد

- با ملايمت با او رفتار كنيد، اعتماد به نفس لازم براي به خواب رفتن مجدد را به كودك بدهيد. برخي مواقع اطمينان دادن به كودك آسان ترين و تنها چاره كار است.

- در چنين مواقعي از صحبت كردن و بحث دوري كنيد، اگر كودك خواب بدي ديده، هرگز در آن حالت از او نخواهيد خوابش را تعريف كند و مطلقا وارد جزئيات نشويد.

- هيچگاه مراحل انجام شده براي خواب كودكتان را تكرار نكنيد

، مثلا مجددا كتاب داستان براي او نخوانيد، بلكه خيلي راحت با قضيه برخورد كنيد و به كودك تلقين كنيد كه قادر است به آرامي ادامه خوابش را دنبال كند.


- صبح ها كودك را به دليل خوابيدن در اتاق خودش تشويق كنيد

و به او جايزه بدهيد.اين كار به سرعت تاثير مي گذارد و براي پايان روز تدارك مناسبي است.


اگر مشكل به روش هاي فوق حل نشد، چه بايد كرد؟

- بي خوابي كودكان در شب، ممكن است دلايل بسياري داشته باشد، طبيعتا راه حل هاي بي شماري نيز براي مقابله با آنها وجود دارند. ممكن است شما نياز داشته باشيد در مورد بي خوابي كودكتان با يك پزشك متخصص كودكان مشورت كنيد.

- اگر كابوس هاي شبانه، ترس و نگراني به هنگام خواب در كودكتان ادامه پيدا كرد، بهتر است ريشه اين ترس را بيابيد. ممكن است اين احساس كودك از مشكلاتي در مدرسه، يك مشكل روحي و يا مشكلات خانوادگي ناشي شده باشد.

- اگر مدت زمان خواب كودكتان بيش از حد طولاني يا بيش از انداره كوتاه است، اين موضوع را جدي بگيريد و دليل آنرا پي گيري نماييد. ممكن است منشاء اين قضيه مشكلات روحي و رواني كودك باشد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/12ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

سركه خواص زيادي دارد و در رژيم غذايي و سفره ايرانيان جايگاه ويژه اي دارد.

مثلا مي گويند سركه چربي دور قلب را از بين مي برد يا براي كاهش وزن مفيد است. لازم به ذكر است اين ماده غذايي بايستي در حد اعتدال و مستمر استفاده شود وگرنه افراد زيادي هستند كه براي لاغر شدن به يكباره مقدار زيادي سركه مي خورند و نه تنها لاغر نمي شوند بلكه مشكلات فراواني از جمله ناراحتي گوارشي و آسيب به معده هم به سراغ آنها مي آيد.بد نيست بدانيم:

يك ليوان سركه 33 ‌كالري انرژي دارد و سرشار از ويتامين‌ها و املاح معدني است.

البته مي توانيم به برخي خواص سركه اشاره كنيم شامل:

- استفاده از سركه در كنار وعده‌هاي غذايي باعث رقيق شدن خون شده و به تجزيه چربي‌ها و دفع سموم كمك كرده و سبب كاهش چربي و كلسترول  خون مي‌شود.

- سركه در درمان بوي عرق بدن، قارچ پا و ورم پا موثر است و مي‌تواند در رفع احساس گرگرفتگي پاها تاثير قابل توجهي داشته باشد

- سركه مي‌تواند ترشح اسيد معده را متعادل كرده و از بروز گاز معده جلوگيري كند.

- سركه در رفع جرم دندان و التهاب لثه موثر است. به منظور رفع بوي بد دهان و نيز سفيدي دندان‌ها، هفته‌اي يك بار دندان‌هاي خود را با مسواك آغشته به سركه مسواك بزنيد.

البته در خانه از سركه بعنوان از بين برنده لكه هاي چربي لباسها هم استفاده مي كنند

 سركه هاي صنعتي كه به رنگ شفاف هستند تمامي اين خواص را ندارند و نوع طبيعي آن مفيد تر است.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 10:37 قبل از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 

محققان استراليايي در مطالعه‌اي جديد اعلام كردند انتقال اطلاعات ميان دو نيمكره راست و چپ مغز افراد چپ دست سريعتر صورت مي‌گيرد و اين مساله موجب مي‌شود چپ دست ها هنگام انجام كارهايي كه با اعضاي هر دو طرف بدن سر و كار دارند، كارايي بالاتري از خود نشان دهند.

در اين مطالعه دكتر نيك چربوين و همكارانش از دانشگاه دولتي استراليا در يك آزمايش با اندازه‌گيري سرعت واكنش داوطلبان به روشن شدن نقاطي نوراني مشابه در طرف راست و نيز چپ ، سرعت انتقال اطلاعات ميان دو نيمكره مغز اين افراد را بررسي كردند.
اين محققان در آزمايش ديگري عملكرد داوطلبان در زمينه تشخيص حروف مشابه در طرف راست و چپ يك نمايشگر را بررسي كردند. اين كار به استفاده از هر دو نيمكره مغز به طور هم زمان نياز دارد.

مقايسه نتايج اين دو بررسي در ميان ‪ 80 ‬داوطلب راست دست نشان داد تاخير در انتقال اطلاعات ميان نيمكره چپ و راست مغز كه در آزمايش اول شناسايي شده بود ، بر عملكرد اين افراد در هنگام فعاليت هايي مانند آزمايش دوم كه نياز به هر دو نيمكره مغز دارد ، تاثير منفي مي‌گذارد.
دانشمندان همين دو آزمايش را براي ‪ ۲۰‬داوطلب چپ دست تكرار كردند و متوجه شدند هرچه ويژگي چپ‌دستي در يك فرد بيشتر باشد، قابليت پردازش هم زمان اطلاعات ميان دو نيمكره مغز او افزايش مي‌يابد.

نتايج اين مطالعه نشان داد افرادي كه كاملا چپ‌دست هستند در مقايسه با راست دست ها 43 ‬ميلي‌ثانيه سريعتر مي‌توانند حروف مشابه را در دو طرف يك صفحه نمايش تشخيص دهند.

به گفته دكترچربوين ، انسان ها در هنگام انجام كارهايي مانند بازي‌هاي رايانه‌اي ، رانندگي در ترافيك و نيز بازي‌هاي ورزشي كه به سرعت بالا و پردازش حجم زياد اطلاعات نياز دارند ، از هر دو نيمكره مغز خود استفاده مي‌كنند.

دكتر استيو ويليامز روان‌شناس اين مطالعه به نوبه خود گفت ، افراد چپ دست در زمينه استفاده هم زمان از هر دو نيمكره مغز خود توانايي بيشتري دارند و به همين جهت در كارهايي كه نيازمند هر دو نيمكره مغز هستند ، از افراد راست دست ماهرتر هستند

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 


بر اساس گزارش محققين، كساني كه در كودكي در معرض توهين و تحقير والدين خود قرار ميگيرند رشد آن قسمت از مغزشان كه با يادگيري زبان ارتباط دارد مختل شده و شخص در آينده با مشكلات فراواني روبرو خواهد شد.

اين تحقيقات جديد اشاره ميكند كه آثار منفي اين سوء رفتار بسيار زياد و بايد براي مبارزه با آن قدمهاي موثري برداشت.

اسكن مغز افرادي كه در دوران خردسالي تحقير شده اند نشان ميدهد كه قسمت خاكستري مغز آنان كه مربوط به فراگيري زبان است 10 درصد كمتر از افرادي است كه با خشونت كلامي مواجه نبوده اند.

دكتر مارتين تيچر (Martin Teicher) از دانشگاه پزشكي هاروارد در ايالت بوستون آمريكا و همكارانش سوالات جامعي را تهيه كرده و از 17 نفر كه در دوران طفوليت تنها از خشونت كلامي آسيب ديده اند در خواست كردند كه به اين سوالات پاسخ دهند.

متخصصين به انتقادهاي مكرر و تحقير آميز توسط والدين و اطرافيان كه به تدريج سبب ايجاد استرس و عدم اعتماد به نفس فرد ميشود بد رفتاري و آزار و اذيت كلامي مينامند.
اين تيم تحقيقاتي 17 نفر ديگر را كه با گروه اول از لحاظ طبقه اجتماعي سنخيت و همخواني داشتند اما تحت تاثير بد رفتاري كلامي قرار نگرفته بودند انتخاب كردند.

در مقايسه اسكن مغز اين دو گروه اختلاف 10 در صدي در اندازه آن قسمت از مغز كه گفته ميشود مربوط به درك آهنگ صداهاست مشاهده شد.

همچنين اين اسكن كاهش قابل توجه اي در اندازه آن منطقه از مغز كه شامل فهم جمله بندي كلمات است در گروه آسيب ديده از بد رفتاري هاي كلامي را نشان مي دهد.

دكتر تيچر اظهار ميدارد كه امكان دارد آزار كلامي منجر به توقف ترشح هورمون رشد در قسمتهايي از مغز كه در ارتباط با يادگيري زبان است شود و در نتيجه اين نارسائي ها در مغز به وجود آيد.

طبيعي نبودن رشد مغزي در افرادي كه قرباني آزار كلامي هستند نه تنها در يادگيري مهارت هاي گفتاري بلكه در ميزان بهره هوشي آنان نيز تاثير منفي دارد زيرا در تست هوشي كه از اين دو گروه به عمل آمد متوسط بهره هوشي گروه اول كه مورد آزار كلامي قرار گرفته بودند 112 و گروه دوم 124 بود.

نتايج اين تحقيقات بسيار اهميت دارد و بيانگر اينست كه:
 آزار و اذيت كلامي در دوران كودكي مانع رشد طبيعي مغز ميشود و اين مطلبي است كه اغلب والدين به آن توجه ندارند و تصور ميكنند كه تنها تنبيهات بدني است كه به فرزندشان آسيب ميرساند.

خشونت كلامي يك تاثير منفي ماندگار بر روي كودكان دارد و زماني كه كودك توسط والدين تحقير ميشود در آينده به يك فرد بيش از حد پرخاشگر و يا مطيع تبديل ميگردد كه در هر دو صورت اين فرد در آينده شخصيتي نا متعادل و آسيب پذير خواهد داشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/27ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  | 


دانشمندان دانشگاه پزشكي ساوت وسترن (UT Southwestern Medical) دريافته اند كه مصرف يك ليوان آب پرتقال در روز از تشكيل سنگ كليه در بدن جلوگيري ميكند.
 

تحقيقات انجام شده نشان مي دهند كه : پرتقال از ساير مركبات براي ممانعت از تشكيل دوباره سنگ كليه موثرتر ميباشد.
محققين ميگويند كه بقيه مركبات خاصيت و اثرات آب پرتقال براي مبارزه با اين بيماري را ندارند.

بر اساس گفته دانشمندان اگر معالجه بيماري سنگ كليه از طريق پزشكي انجام شود بايد:
 در تغذيه و روش زندگي اين بيماران تغييرات اساسي داده شود.
سنگ در سيستم ادراري ميتواند در كليه، ميزناي و يا مثانه وجود داشته باشد و تا وقتي در كليه باشد ممكن است بدون علامت باقي بماند اما هنگام ورود به حالب يا ميزناي؛ درد بسيار شديدي  در پهلو به ايجاد ميشود. ممكن است تهوع و استفراغ هم ايجاد شود.
طبق تحقيقات در سالهاي اخير ميزان بروز سنگ كليه در جهان بيشتر شده كه ناشي از تغيير تغذيه و عادات زندگي باشد.


بر اين اساس در معالجاتي كه براي اين نوع بيماران در نظر گرفته شد سيترات پتاسيم نيز افزوده شد نتايج نشان داد اين ماده در ممانعت از تشكيل مجدد سنگ كليه در بيماران نقش بسزائي دارد.

از آنجائيكه بيشتر بيماران نمي توانند بعلت مشكلات جهاز هاضمه كه در اثر مصرف سيترات پتاسيم براي آنها پديد ميايد از اين دسته داروها استفاده كنند بنابراين:
 مصرف آب پرتقال كه حاوي اين ماده است به عنوان يك جايگزين مناسب براي آنان پيشنهاد ميشود.

بر اساس گفته دكتر كلاريتا اوينا (Clarita Odvina) تحقيقات نشان ميدهند كه آب پرتقال يك گزينه بسيار موثر براي مبارزه با اين بيماري است.
زماني كه ادرار بيش از حد غليظ است سبب ميشود كه مواد معدني و شمييائي موجود در كليه كريستالهائي را توليد كنند و بعد از مدتي از بهم پيوستن آنها سنگ در كليه تشكيل ميگردد.

محققين دريافتند كه آب پرتقال ميزان سيترات پتاسيم را در ادرار افزايش داده و از كريستاليزه شدن اسيد اوره و اكسالات كلسيم دو ماده اصلي تشكيل دهنده سنگ كليه جلوگيري ميكند.
در اين تحقيق مشخص شد كه مصرف آب ليمو ميزان سيترات پتاسيم ادرار كه يك ماده خنثي در تشكيل سنگ كليه به شمار مي آيد را افزايش نميدهد و اين خاصيت فقط در آب پرتقال يافت ميشود كه يك شيوه درماني طبيعي و بسيار موثر است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/24ساعت 1:55 بعد از ظهر  توسط دكتر عليرضا شكرگزار  |